اسلامى بود ، ولذا در برخى موارد شايد با ظواهر شرع هم منطبق نمىشد واز اين رو مكتب اشعريت را - كه انشعابى از معتزله واعتزالى از آنان بود - بايد عكس العمل گرايشهاى غير مذهبي معتزله دانست . از اين روست كه چيزى نگذشت كه كلام اشعريگرى با مذاق حديثگرايان ( أهل حديث ) سازش يافت ، وكلام اشعرى جبههء مدافع شرع را در پيش گرفت .
از طرفي كلام اشعرى بمذاق سياستمداران ودربار أكثر خلفا نيز شيرين مىآمد ، ولذا مىبينيم كه حديثگرايان واشعريّه در دربار خلفاى عباسى ، جاى مرجئه دربار امويها را گرفتند وعهدهدار دفاع از سياست خلفا وامرا گرديدند .
خلفاى عباسى بيارى همين مكتب ، با خلفاى فاطمى وطرفداران آنان - يعنى اسماعيليه وباطنيه - ودر حقيقت با أهل بيت پيامبر وسلسلهء امامان شيعه مقابله مىكردند ونظام الملك طوسي وزير سلجوقيان - كه از سرسختترين دشمنان فاطميان مصر واسماعيليه بود - از متكلمان معروف اشعرى معاصر خود همچون أبو المعالي جوينى ( معروف به امام الحرمين ) ( 419 - 478 ه ) وغزالى در ظاهر براي تدريس كلام غير شيعي در مدارس نظاميّه ، ولى در واقع براي مقابله با اسماعيليه وشيعه بهره مىگرفت وسرانجام ، مكتب اشعريگرى را رسمي واجبارى وبا فقه شافعي وسنى متحد ساخت .
بسيارى از متكلمان اشعرى جزو فقها ومحدثان مالكي يا شافعي وحنبلي نيز بودند وگاهى منصب قضا داشتند ؛ واگر پيش از آن ، ميان محدثان ، بويژه حنبليان ، با متكلمان اشعرى تعارضى وجود داشت ، ولى پس از آن به آشتى انجاميد واشعريگرى مدافع حشويگرى واخباريگرى گرديد .
اما سير علوم عقلي ( ودر صورت ظاهر كلام اسلامى ) داراى پيچيدگى وفراز
و
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 214
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٢١٤