حكومتهاى پليسى عصرمان تشبيه نمود . « 1 »
در چنين شرايطى بود كه امام كاظم ( ع ) - امام هفتم - به أمات رسيد وبراي پنهان ماندن مقام أو بايستى پنهانكاريهايى انجام مىگرديد . از اين رو طبيعي است كه مدعيان امامت براي اشتباه مأموران حكومتى از هر گوشهاى ادعاى امامت كنند وبتعبير امروزى « بدل » هاى امام واقعي جان أو را حفظ نمايند .
اگرچه در تواريخ آمده است كه فرزند إسماعيل « 2 » زير بار امامت هفتم شيعه - امام كاظم ( ع ) - نرفت وفرقهء اسماعيليه را بوجود آورد ، ولى دقت در تاريخ نشان مىدهد كه خود اين ادعاها جزو همان سازمانهاى پنهانى شيعه بوده وبعدها خواهيم ديد كه همه جا شيعهء اماميه ( اثنا عشرية ) در أمور سياسي با اسماعيليه همراه وهمهدف بودند .
امامان شيعه مأموريت داشتند كه در اولين زمان مناسب قيام كنند وكلمه « إذا
هامش
( 1 ) در تواريخ آمده است كه در تمام راهها وجادههاى بين شهرها مأمورينى بودند كه قاصدها را بازرسى مىكردند وعلويون را مىگرفتند ، وحتى در شهرها نيز براي منازل امام ورجال علوي جاسوس ومراقب وخبرچين مىگذاشتند وحتى آمده است كه از روى ديوار وبأم منازل أطراف ، خانهء آنها را زير نظر داشتند وگاهى نيمه شب مأموران خليفه براي بازرسى خانهء امام وياران أو ويافتن اسلحه يا مدارك حركات نظامى يا سياسي بر ضد دربار خلافت به خانهء آنان مىريختند وآنها را در هر حال كه بودند براي تحقيق وبازپرسى بنزد خليفه مىبردند .
در كتب تواريخ عمومى وتواريخ مختص اين خاندان شرح اين فشارها وبدرفتاريها وقساوتها وشكنجهها آمده است ، وحتى مورخان نوشتهاند كه خلفا علويان را در لابلاى ديوار وزير پايهء ساختمانها مدفون مىساختند يا در زندان از گرسنگى يا شكنجه مىكشتند .
( 2 ) پس از إسماعيل بن جعفر پسرش محمد بن إسماعيل وبرادرزاده امام كاظم ( ع ) سازمان سرى شيعه را ( كه بعدها اسماعيليه وباطنيه وقرامطه و . . . ناميده شد ) اداره ورهبرى مىكرد . برخى داستان سعايت أو از امام كاظم ( ع ) را نزد هارون خليفه نقل كردهاند كه بلافاصله پس از آن به مرگ ناگهانى درگذشت ، ولى چون محمد بن إسماعيل تا زمان مأمون حيات داشته اين خبر درست نيست وهمانگونه كه در مقاتل الطالبيين أبو الفرج ، وعيون ابن بابويه ، وارشاد مفيد آمده است داستان سعايت مربوط به فرزند ديگر إسماعيل به نام على است . ر . ك : قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 64 ) .