تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 200

مساهمون:

صمقدمة ٢٠٠
مسيحيت با عرفان شرقي - بودند ، برخى مانند آريوس
Arius
( حدود 256 تا 336 م ) همچون اوريگن ، تكفير شدند « 1 » وبرخى مانند آگوستينوس (
Aagustinus
) ( 354 تا 430 م ) جزء قدّيسين كليسا گرديدند . آگوستينوس أصلا از اهالى شمال آفريقا بود ، مدتي به حكمت إيراني وسپس به مانويگرى گراييد وسرانجام مسيحي شد ، سپس حكمت مشرقى را با مسيحيت بهم آميخت وثنويت را به تثليث بدل كرد . انحراف عمدهء أو جدااندازى ميان حكمت وسياست بود كه وحدت آن دو أساس وغايت حكمت اشراقي محسوب مىشد . وى به جدايى كليسا از حكومت ، وامر دنيا از امر آخرت فتوا داد وبه روى هم أو را مىتوان روىگردان از حكمت شمرد . حكيم ديگر مسيحي بوئه‌ثيوس (
Boethius
) - حدود 480 تا 524 م - ( نويسندهء كتاب تسلاى فلسفه ) است كه به أرسطو ومشائين نيز گرايش داشته ودربارهء منطق چيزهايى نوشته وحكمت عملي أفلاطون را نيز ترويج مىكرده است ، حكومت وقت أو را به سبب عقايدش اعدام نمود . مكتب اسكندريه ورم فلوطينى ، در قرون بعد به مراكز ديگرى از سوريه يا آتن منتقل شد ؛ يا مبليخوس (
Iamblichus
) شاگرد فورفوريوس ( در گذشته در 330 م ) مركز سوريه را تشكيل داد ؛ شاگرد أو آئدسيوس (
Aedsius
) در پرگامون (
Pergamon
) ونستوريوس ( نسطور -
Nestorius
وپسرش پلوتارخوس در آتن ، وابرقلس يا پروكلوس (
Proclus
) ( 410 - 485 م ) در بيزانس وقسطنطنيه مدرسهء فلسفه گشوده بودند ومكتب فلوطينى يا افلاطونى را ترويج مىكردند ، وهمچنان كه گفتيم عرفان ومسيحيت وفلسفه وكلام بهم آميخته بود . در منطقهء سوريه كه مرز وجاى برخورد دو امپراتورى إيران وروم شرقي بود
هامش
( 1 ) در شوراى كليسايى نيقيّه در سال 325 م ، ومجمع قسطنطنيه در سال 381 م نظريهء أو كفر شناخته شد .
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 200 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )