تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 195

مساهمون:

صمقدمة ١٩٥
وى مانند ديگر حكماى اشراقي ، حكمت نظري را همراه با حكمت عملي ( اخلاق وسياست كشور ) مىپسنديد ودرس مىگفت . در روم نزد امپراتور آنجا ، « گالينوس » ، وملكه‌اش منزلت وحرمت بسيار داشت واز آنان خواسته بود كه شهري را در اختيار أو بگذارند تا آنجا را بشيوهء خود « جامعهء نمونه » بسازد ونام آن را شهر أفلاطون بگذارد . مدتي شهر ويرانه‌اى را كه به نام أفلاطون بود به وى دادند ، ولى بعدها بدخواهان ، امپراتور را نسبت به هدف وى باخبر ساختند وأو نيز نگذاشت كه فلوطين اين كار را به انجام برساند . ويژگى مكتب فلوطين ، عرفانى بودن وروانى وهمسازى آن است . وى اگرچه نام خدا يا صانع را نمىبرد ، ولى هستىبخش وآفرينش را ويژهء « وجود مطلق » وحقيقي ومحض مىداند كه از آن مىتوان به واجب الوجود يا موجود ضروري الوجود فلسفه تعبير كرد ؛ حقيقتي كه يكتا وغير موصوف به صفت وبىهمتاست ودست خرد به شناخت ومعرفت آن نمىرسد . فيض سرشار أو - كه لازمهء ذات اوست - سبب آفرينش صادر اوّل به نام « عقل » ( يا نوس ) مىگردد ؛ حقيقتي كه يكتا وساكن وغير متغير است واز أو موجودى به نام « نفس » ( يا پسوخه ) به وجود مىآيد كه جلوه‌هاى گوناگون أو انسان وجهان را مىسازد . اين سه حقيقت طولى وعلت - معلولي ، سه ركن يا « أقنوم » جهان بيني فلوطينى است كه بعدها به تثليث مسيحي انجاميد وآن را سه حقيقت عرضى فرض كردند . در عرفان اسلامى از آن به عماء مطلق ، وفيض أقدس وفيض مقدس تعبير مىشود . ميان مكتب عرفانى فلوطين وعرفان اسلامى شباهتهايى هست كه بعدها از آن سخن خواهيم گفت ، ولى هرگونه تعبير از عرفان اسلامى يا عرفان إيراني پس از اسلام