متولد شده ، ودر بيست وهشت سالگى به اسكندريه رفته وهمراه اريگنس در محضر عارف وحكيمى به نام آمونيوس سكّاس (
Ammonius Saccas
) يا حمال حكمت فرا گرفته ، ودر سى ونه سالگى با سپاهيان يك سردار رومى ( گرديانوس ) كه به إيران لشگركشى كرده به اميد رسيدن به منبع حكمت همراه مىشود .
معروف است كه با كشته شدن آن سردار ، وى نيز به آسياى صغير ( وأنطاكية ) بازگشته ، ولى اين از نظر تاريخي وتحقيقى درست بنظر نمىرسد ؛ زيرا مستند اصلى اين سخن شاگرد أو فرفوريوس است ، وفرفوريوس اقرار دارد كه از گذشتهء أو چيزى نمىدانسته وفلوطين حاضر نبوده چيزى از زندگى خود به شاگردان بگويد . از طرفي بسيار بعيد است كه حكيمى به اميد دست يافتن به حكمت وعلوم مشرقى تا به إيران بيايد ، ولى بسبب كشته شدن يك سردار نظامى رومى ، از فكر خود پشيمان شود وبازگردد .
شباهت بسيار كارهاى أو به هنديان نيز همين ترديد وتعجب را براي محققان بوجود آورده وبسيار طبيعي بنظر مىرسد كه سألها در إيران گردش نموده وحتى تا هندوستان رفته باشد وبزرگان وحكمايى را در إيران وهند ديده باشد .
در اينجا مناسب است اندكى به آمونيوس نيز بپردازيم . اگرچه نام أو با الف و « آ » نوشته شده ، ولى بعيد نيست كه نام حقيقي أو « عامون » كه نامى مصرى است باشد ، بخصوص كه قفطى أو را شاگرد هرمس اوّل دانسته است . اينگونه تحريف أسامي وتبديل به أسامي يوناني در آن زمان معمول بوده ، مثلا فرفوريوس كه لبنانى وأهل صور است مىگويد كه أو را كه نامش « ملك » به معنى پادشاه بوده مالخوس (
Malchus
) مىناميدهاند ومىنويسد كه به اين هم بسنده نكرده همشاگردى ودوست وى آمليوس أو را « بازيليوس » ( بيونانى به معناى شاه يا ملك ) مىناميده ، كه در واقع مرادف نام مادرى