تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 192

مساهمون:

صمقدمة ١٩٢
متحرك مىباشد وهمان است كه روزگارى ( در حدود 26 قرن پيش از اين ) در مشرق وبخصوص در إيران وجود داشته . ونامهايى مانند غنوصيه وفيثاغوريه وافلاطونيه واشراقية ومكتب سقراط وأفلاطون وفلوطين . . . همه يك چيز ودنبالهء همان مكتب اشراقي يا مشرقى است كه در إيران باستان به آن حكمت يا « خرد جاويدان » مىگفتند واسلام هم بعدها چيزى شبيه به آن را آورد . گم كردن سر اين رشته سبب شده كه گاهى از شباهت شديد ميان فلوطين وفيثاغورس متحيّر مىشوند وبرخى از خود مىپرسند چگونه است كه « احديت » فلوطين تا اين اندازه به « موناس » (
Moras / Monas
) فيثاغورس نزديك است ؟ وهمچنين ساير شباهتها ! وچرا فلوطين با آنكه با مكتب مشائى آشنا بوده ، سخنى از « محرك اوّل » و « حركت » نگفته وبجاى آن از « صدور » و « فيض » ووسائط ايجاد مخلوقات مانند عقل ( نه عقول ) ونفس ( نه نفوس ) سخن به ميان آورده است ؟ بنظر ما اگر غنوصيه را نه گروهى خاص ، بلكه همان مكتب فيثاغورس وحكمت إيراني بدانيم ، فلوطين يك غنوصى است وبجاى اصطلاح نادرست ونارساى نوافلاطونى بايد مكتب أو را « غنوصى » ناميد ، ولى اگر مقصود از اين كلمه نام گروهى باشد كه گويا هم‌زمان با فلوطين در همان نواحي بوده‌اند ، « 1 » بايد گفت كه وى نه فقط از آنها نيست ، بلكه حتى بروايت فرفوريوس ، رساله‌اى در ردّ آنها نوشته كه در مجموعهء تاسوعات وى آمده است . « 2 » بارى ، فلوطين ( يا پلوتين - پلوتينوس :
Plotinus
) يك مصرى است كه گفته مىشود در شهري به نام لوكو ( لوكوپليس ) در مصر عليا در حدود سال 204 ميلادي
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفه ، أميل بريه ، ج 2 ، ص 310 . ( 2 ) إنئاد 2 ، رسالهء 9 ( مجموعهء رسائل فلوطين ، ج 1 ، ص 255 ) .