دكارت ومونتانى ( قرنهاى 16 و 17 م ) در اروپا روى داد - به خوبى مىتوان شباهت آن را با دوران شكاكان قديم دريافت .
براي پايان بردن اين بخش ناگزير اندكى بشرح زندگى وانديشههاى « فورون » يا پورون (
Pyrrhon
) - كه بغلط پيرهون خوانده مىشود - مىپردازيم . وى از اهالى اليسا (
Elisa
) بود ، در حدود سال 374 ق . م « 1 » متولد شد ودر سال 257 ق . م در گذشت . در جوانى در سپاه إسكندر خدمت مىكرد وبه اسكندريه واز آنجا در يكى از سفرهاى خود به هندوستان همراه إسكندر رفت ، وگفتهاند كه با حكماى برهنهء هندى آشنا شد « 2 » . از وى كتابي باقي نمانده است . از تمام آنچه كه از وى نقل مىشود چنين بر مىآيد كه وى در واقع يك « ضد جزميّت » است ، نه شكاك به معناى منكر واقعيات .
شاگردان وبازماندگان مكتب أو عبارتند از تيمون فيلونتى (
Timon Philonte
) وآركه سيلائوس پيتانى (
Arcesilas Pitane
) ( متوفى 240 ق . م ) وكارنهئاد (
Carnead
) - كارينادس - كليتوماخوس ( حدود 110 تا 180 ق . م ) وآنتيوخوس ( متوفى 69 ق . م ) وإنه سيدموس كرتى (
Enesidemus
) سكتوس امپريكوس (
Sectus Empricus
) ( 210 - 180 م ) ، وآركسيلائوس را مؤسس « آكادمى جديد » نام دادهاند .
* * *
هامش
( 1 ) زبدة الصحائف .
( 2 ) تاريخ فلسفه غرب ، برتراند راسل ؛ خريف الفكر اليوناني ، عبد الرحمن بدوي ، ص 69 .