مشهور - لذت ، در نظر أو لذات شهوانى نبود ، بلكه لذات معنوي وحقيقي را كه با « خير » و « فضيلت » هم ارز باشند ، لذت مىدانست ومعتقد بود كه لذت از راه حكمت بدست مىآيد وانسان را به سعادت ابدى مىرساند .
اين مكتب به عمل وپديدههاى خارجي اهميت بسيار مىداد . حكمت عملي واخلاق وتهذيب نفس را غايت حكمت نظري مىدانست . با وجود اين ، حس ومحسوسات را مايهء علم ومعرفت مىشناخت .
چون اين حكيم وارث وشاگرد معروفي نداشت چيزى از أو در دست نيست تا عمق فلسفه وانديشه أو را به ما برساند . تنها دو قرن بعد بود كه شاعرى به نام لوكرتيوس مطالبى را به نام أو بشعر در آورد كه امروز به نام أو معروف شده وچون ظاهر فلسفه أو مادّىگونه وطرفدار لذت است در اروپا مورد توجه بسيارى از مورخان قرار گرفت .
در كتب فلاسفهء اسلامى وتاريخ فلسفه ( كه در خلال ملل ونحل يا فهرستها آمده ) آراء ديگرى نيز به ابيقور نسبت داده شده است . از جمله ، صدر المتألهين در بحث حدوث عالم وى را از قائلين به حدوث عالم دانسته ودر اين باره مىگويد كه « وى مبدأ آفرينش را دو چيز مىدانسته : خلأ وصورت . خلأ چيزى عدمي است ، اما صورت ، هم مبدأ موجودات وهم غايت آنهاست . . . » سپس آن را تأويل وتوجيه مىكند كه مقصود وى از مبدأ بودن آن دو مبدأ وجود نيست ، بلكه مبدأ وسبب قوام أشياء است ، ومقصود أو از خلأ همان هيولاى أولية است كه عدم است . « 1 »
رواقيان
مكتب كلبى ، شايد بسبب برخى زيادهرويهاى خود ، دوام نياورد وبعدها بصورت
هامش
( 1 ) أسفار ، ج 5 ، ص 239 ؛ الملل والنحل ، شهرستانى ، ج 2 ، ص 333 .