دارد : اوّل ، منابع ديني ، مانند كتب آسمانى وگفتار بزرگان دين وحكمت . دوم ، تواريخ معروف وباستانشناسى ومنابع علمي ديگر .
اگر از برخى نوشتارهاى متعصبانهاى كه در دو سه قرن أخير در اروپا وغرب نوشته شده بگذريم ، كه كوشش بر آن داشتهاند كه فلسفه را زاييدهء يونان بدانند وآن را جوششى معجزهآسا يا حتى معجزهاى تاريخي وانمود نمايند ، تمام مدارك معتبر ونيمه معتبر نشان مىدهد كه حكمت وفلسفه - حتى به معناى عام آنكه ( شامل تمام علوم اصلى مانند رياضيات ، نجوم ، پزشكى وعلوم طبيعي مىشود ) - پيشينهاى بسيار قديم وريشهاى ديرينه در تاريخ بشر دارند .
كتب آسمانى وأديان وأدبيات ديني مىگويند كه حكمت وعلوم وفنون ، در حدّ نيازهاى اوليهء بشر ، همراه با پيامبران بدست بشر رسيده است . روايات ديني گوياى آن است كه آموزگار نخستين بشر ، آدم ونوادگان أو - همچون إدريس وبرخى ديگر - بودهاند وهرمس كه پدر فلسفه ناميده شده همان إدريس پيامبر است .
قرآن مجيد ، آدم أبو البشر را دانشآموزى معرفى مىكند كه در پيشگاه معلم نخستين - يعنى خداوند متعال - درس « أسماء » را فرا گرفته است ودر آية :
وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ . . .
« 1 »
صريحا بيان مىكند كه آدم ، رموز اصلى معرفت وكليد علم وحكمت ( يا چيزى بسيار مهم وسرنوشتساز ) را در آغاز خلقت خود ، از پروردگار متعال آموخته وفرا گرفته وبسبب آن دانش ، بر فرشتگان برترى وسروري يافته ودر آزمايش سرافراز گرديده است .
اين حقيقت همواره در ميان حكما وعلما ومورخان مسلمان معروف ومسلّم بوده وبرخى مانند أبو حاتم رازي كتاب أعلام النبوة را براي اثبات آن نوشتهاند . از جمله
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آية 31 ( وبه آدم همهء أسماء را آموخت ، سپس آنها را به ملائكة نشان داد . . . ) .