تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 9

مساهمون:

صمقدمة ٩
مىبرند وملا صدرا نيز آن را گاهى « فلسفه » وگاهى حكمت ناميده است ، امّا با تأمل مىتوان ميان آن دو جداييها يافت . لفظ فلسفه ، مصدر مجعول يا اسمى است مشتق از كلمهء يوناني « فيلوسوفيا » ( به معناى دوستدار حكمت ) ؛ و « حكمت » در زبان عرب به معناى اتقان در عمل وبازداشتن از كجروى است ، ودر اصطلاح ، به دانش خاص - فلسفه - گفته مىشود ، زيرا فلسفهء واقعي بازدارندهء انسان از تاريكى جهل وكجروى وگمراهى است . « 1 » با اين اعتبار در حكمت ، دو عنصر علم وعمل ( يا پندار وكردار ) هر دو ، نهفته است ؛ علم براي عمل ويك زندگانى انساني ، وعمل براي صيقل دادن دل وجان ، وشناخت بهتر خود وجهان وآفريدگار آن . از آن رو كه در حكمت ، اتقان واستوارى نهفته است ، نمىتوان به هر انديشه وشناخت زودگذر وهر برداشت وبينش بىپايه وسست بنياد نام حكمت داد ، يا هر رفتار پرخطا وخطر را حكيمانه وحكمت‌آميز دانست ، واين همان فرق ميان نام حكمت با فلسفه است . بنابراين نكته ، ما نيز نام حكمت را بر لفظ فلسفه برمىگزينيم وبر آنيم كه در إيران باستان نيز بر اين دانش ، نامى هم ارز حكمت مىداده‌اند ، همان‌كه بعدها در يوناني به كلمهء « سوفيا » برگشته وترجمه شده است . « 2 »

خاستگاه حكمت

براي يافتن ريشهء تاريخي حكمت - يا همان تاريخ فلسفه - دو دسته منابع وجود
هامش
( 1 ) براي ديدن تعاريف حكمت ر . ك : الأسفار الأربعة ، ج 3 ، ص 514 ، وج 4 ، ص 116 . ( 2 ) ممكن است نام پارسى آن « جاويدان خرد » ويا مانند ونزديك به آن بوده ، ولى شيخ اشراق از آن به « خميرهء أزلي » ، وملا صدرا به « شعلهء ملكوتي » تعبير مىكند ، كه مقصود همان حكمت ديرينهء إيراني است .