مدتي در جزيرهء ائوبيا - وطن مادرى خود - ماند تا در سال 322 ق . م در سن 63 سالگى بدرود حيات گفت . اگرچه شاگردانش كوشش به حفظ مكتب مشائى أو ومدرسهء لوكيون داشتند ، مكتب أو نيز دوامى نياورد ودر لابلاى كتب خود أو وبرخى پيروانش ماند تا آنكه نزديك به ده قرن بعد مسلمانان آن را دوباره زنده كردند ورونقى بخشيدند تا بحدى كه شايد اگر خود أو زنده مىشد آن را نمىشناخت .
مكتب وآثار أرسطو
چون مكتب أرسطو - بر خلاف أفلاطون كه داراى ثبات وبه گونهء ميراث گرانبهاى گذشتگان بوده - ثبات نداشته ومراحلى را پشت سر گذاشته ، آثار أو نيز يكدست ويكنواخت نبوده وگويا تغييرهايى داشته است . به وى نوشتههاى فراوانى نسبت داده شده كه حتى نام بسيارى از آنها نيز معلوم نيست . برخى را عقيدة بر آن است كه بيشتر نوشتهء أو همان تقريرات درسهاى أو در لوكيون وحتى آكادمى أفلاطون است ، يا مطالبى است كه بصورت يادداشتهاى خصوصي براي خودش فرآهم آورده است .
بنظر ما ، كتب وآثار أرسطو دو دسته است :
اوّل ، آثار ونوشتهها أو پيش از حملهء إسكندر به مصر وبابل وإيران .
دوم ، آثار أو پس از حمله وپيروزى ودست يافتن به كتب ومنابع حكمت وعلوم مشرقى .
بنظر مىرسد كه عمدهء آثار أرسطو كه باقىمانده يا تمام آنها ، رسالههايى است كه وى پس از دست يافتن به كتب علمي إيران ومشرق زمين ومصر نوشته ومباني قطعي ونهائي اوست كه بدست آورده وبه ما رسيده است . مىدانيم كه أرسطو مانند أستاذ خود أفلاطون وبرخى ديگر نتوانست به سفرهاى دور دست بپردازد وبه بابل
و