اين انفجار بسيار خطرناك باشد . . . « 1 »
ما قضاوت خود را در اين باره بعدها در جاى خود بررسى خواهيم كرد .
با وجود حمايت بيدريغى كه إسكندر وفرماندارانش در يونان از أرسطو ومدرسهء أو مىكردند وتمام هزينههاى مدرسه وخود أرسطو ووضع اشرافى أو را اداره مىنمودند ، امّا آكادمى أفلاطون كه رياست آن را در آن هنگام كسنوكراتس - همشاگردى قديمى أرسطو - داشت وجهه وشكوه خود را حفظ كرده بود . وهمچنان كه خواهيم ديد با وجود حملهء سيلگون مكتب مشائى به أفلاطون ومكتب اشراق ، اين مكتب پس از أرسطو وأفلاطون همچنان در منطقهء مديترانه تا اسكندريه مصر بر جاى ماند وچراغى را كه ايزد بر افروخته بود خاموش نشد .
گفتهاند كه مدرسهء لوكيون با پولى كه إسكندر در اختيار آنها گذاشته بود ، مركزى سرشار از كتابهاى كمياب از سراسر جهان ونمونههاى گوناگون جانوران وگياهان نادر شده بود . مورخان نوشتهاند كه :
إسكندر يك هزار نفر را در اختيار أرسطو قرار داده بود كه در يونان وآسيا پراكنده بودند وبراي أو نمونههاى نباتى وحيواني مىآوردند ، و 800 تالان ( معادل 4 ميليون دلار ) به أرسطو مىداد تا وسايل كار را فرآهم كند . « 2 »
طبيعي است كه با آنهمه حمايت دولتي از آن مدرسه ، مؤسس آن بايستى داراى شكوه وجلوهء ظاهري بسيارى باشد . از شيوهء درسآموزى آنجا اطلاعى زياد نداريم .
أستاذ در فضاى باز آنجا مىخراميده ودر ميان راه رفتن أو ، شاگردان به گرد أستاذ
هامش
( 1 ) همان .
( 2 ) تاريخ فلسفه ، ويل دورانت ، ص 53 .