جنگ وجدائى دولتشهرهاى يونان وضعف آنان بهره گرفت وبه گشودن وتصرف يك يك آنها پرداخت وآتن را نيز گرفت وگويا أرسطو در اين باره نقش مشاورت فيليپ را داشته وأو را در پيروزى بر آتن يارى نموده بوده است وهمين سبب گرديد كه بلافاصله پس از مرگ إسكندر وزوال دولت مستعجل أو ، مردم آتن أرسطو را بجرم خيانت به آنان از شهر بيرون كنند .
مورخان دربارهء إسكندر نوشتهاند كه بيمارى صرع داشته ودائم الخمر وشرور ووحشى وپرخاشگر ومتجاوز بوده وبه اسبان سركش علاقة مىورزيده است . طول شاگردى إسكندر نزد أرسطو دو سال گفتهاند . « 1 » در كنار إسكندر شاگرد ديگرى نيز بود .
وى كاليس تنس (
Kallisthenos
) خواهرزادهء أرسطو بود كه دوست وياور إسكندر گرديد ودر جنگ با إيران أو را همراهى كرد ودر همين راه جان خود را از دست داد .
أرسطو در حدود سال 335 ق . م به آتن بازگشت وبه رقابت با آكادمى - كه أو را نمىپذيرفت - جايى را به نام لوكيون (
Lyceun
) مدرسه ساخت . « 2 » گويا « در اين مدرسه رشتههاى متعدد وگوناگون تدريس مىشده ونوشتههاى درسى كه از أرسطو به ما رسيده آثاري از اين درسهاست » « 3 » .
همانگونه كه با تاجگذارى إسكندر فعاليت استادى أرسطو در آتن آغاز شده بود با مرگ أو اين فعاليت به پايان رسيد . همهء حسدها وبدخواهيها وكينهها كه أرسطو تا آن زمان در آتن بر انگيخته بود با مرگ حاميش بنحو انفجارآميزى آشكار گرديد وأوضاع وأحوالي خاص سبب شد كه
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفه ، ويل دورانت ، ص 51 .
( 2 ) در زبان فرانسه آن را « ليسه » مىخوانند ، وكلمهء ليسانس از آن مشتق شده وغربيان آگاهانه يا ناآگاهانه خود را وارث وفرزند آن مىدانند .
( 3 ) متفكران يوناني ، گمپرتس ، ص 1243 .