تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 124

مساهمون:

صمقدمة ١٢٤
مرتبه‌اى بوده است . وى را بايد يكى از سرآمدان حكمت دانست ، زيرا كه درس انباذقلس وارخيلاوس وذيوجانس آپولونى را درك كرده وبسيارى از حكماى ديگر را نيز باحتمال قوى ديده ، وآن‌چنان كه معروف است بنزد انكساغوراس هم رفته وشايد نزد وى درس خوانده باشد . برخى نوشته‌اند كه وى آتن را هرگز ترك نكرده است ولى هيچ دليلي معتبر بر آن ، موجود نيست ، بلكه بر عكس ، در آن زمان سفر وسياحت ، يك سنّت رايج بوده وحكيمان ودانشجويان وحتى سربازان وجنگجويان آتني هم به ماندن در آتن قناعت نمىكردند وگاهى به تمام جزاير وسواحل مديترانه سر مىزدند ، وسفر بزرگانى مانند فيثاغورس وتالس به إيران وهندوستان وبابل مشهور است ودر تواريخ آمده است . سقراط در أوضاع وأحوالي زندگى مىكرد كه پيش از اين در فصل سوفسطائيان ديديم . محيطى باقىمانده از دوران فضاى باز سياسي زمان پريكلس ، با عده‌اى اشراف ثروتمند ودر كمين قدرت ، واكثريتى از جوانان سرگردان ، وجمعى كج‌راهان حكمت ، به نام سوفسطائى ( سوفيست ) ، كه با علم وأدب خود تجارت وسوداگرى مىكردند وذهن جوانان را شستشو مىدادند . عده‌اى روحاني نما مردم را به شرك وپرستش خدايان اساطيرى سنتي اشعار همر وهزيدوس مىخواندند واز توحيد وپاكدينى مىرماندند ، اخلاق مردم به فساد گراييده وفحشا وهمجنس‌بازى رواج يافته بود ، اقويا ضعفا را استثمار مىكردند وبه نام حكومت مردم ( دموكراسى ) وحفظ آزادى پايه‌هاى حكومت استبدادي اشرافى را ( كه به نام اريستوكراسى واليگارشى معروف شده است ) پى مىريختند . سقراط مانند هر پيامبر وحكيم وفرزانه ، در اين هنگامه فزون‌طلبيهاى