تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 126

مساهمون:

صمقدمة ١٢٦
يعنى بر شمردن واحصاى دقيق مصاديق بود تا خصم سفسطه‌گر از روزنى نگريزد ؛ وگاه از برهان خلف بهره مىبرد كه مهمترين برهان در منطق است . وى با پروتاگوراس وگورگياس وبروديتوس وديگر بزرگان سوفسطاگر روابطى گرم وبظاهر دوستانه داشت وبا آنها با أدب واحترام رفتار مىكرد ، وآنان نيز در دل ودر ظاهر به وى احترام مىكردند واز أو بيم داشتند ودر تمام مناظرات ومباحثات از وى شكست مىخوردند . بدليل همين پيروزيها ، روز بروز شهرت سقراط در آتن بيشتر مىشد . وى در خفا به شاگردان وخواص خود حكمت وعلوم وفنونى را كه از فيثاغورس باقىمانده بود مىآموخت ، ولى در ميان مردم خطابه‌هايى مىخواند كه ظاهر آن درس اخلاق وتربيت وتهذيب جوانان وآشنا ساختن آنان با عقائد توحيدي وترويج آزادگى وداشتن فضيلت وپيروى از حكيمان ومردمان با فضيلت وصاحبان عدالت بود . سقراط - مانند ديگر حكيمان پيش از خود - وظيفة خود مىدانست كه مردم را با مزاياى حكومت وپيشوايى مردمان صالح وحكيم آشنا كند وآنها را از پيروى اشراف فاسد وطبقهء پليد حاكم واعتقادات شرك‌آميز ومروّج فساد جنسي وجنايت بازدارد ، وهمين نكتهء مهم آموزشهاى أو سبب اعدام وى شد . طبقهء اشراف وحاكم بر آتن نيز بيكار نمىنشستند ؛ هم با دعوت سوفسطائيان به آتن وسوق جوانان به مجالس آنان مردم را از سقراط دور مىساختند ، وهم أو را در نزد مردم ، خائن وملحد ودشمن خدايان آتن وانمود مىكردند ، وگاهى أو را دشمن دموكراسى ودخالت خود مردم معرفى مىنمودند ودفاع آنان از حكومت شورايى مردم نه براي آزادى واحترام مردم ، كه در واقع ، براي غلبه بر عواطف آنان وفريبشان با سخنورى وزبان‌بازى ودست يافتن به حكومت وقدرت با شيادى ونيرنگ‌بازى بود ،