تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 112

مساهمون:

صمقدمة ١١٢
تيرانى ) فردى نيز چهرهء خود را نشان مىداد . تاريخ يونان نشان داده است كه هرگاه حاكمان آنجا حكيم وفرزانه بودند ، هم امنيت وهم آزادى وحكومت عامه پسند وجود داشته ، مانند زمان سولون وليگورك وهمين پريكلس ؛ وگر نه در حكومتهاى « اليگارشى » و « اريستوكراسى » ، همواره حقوق عامهء مردم وآزاديها وعدالت اجتماعي در معرض تجاوز وخطر وبازيچه قرار داشته است . فشار حملات مردم آتن به پريكلس ، وبيشتر به اناكساغوراس ، سبب گرديد كه اين حكيم از آنجا بيرون برود وبه شهركى در آسياى صغير ( به نام لمپساكوس ) برگردد ومدرسه ودرس خود را در آنجا بر پا نمايد . آنكساغورس را بايد يكى از حكماى بزرگ اشراقي به حساب آورد وسقراط نيز أو را پاس مىداشته وپس از أفلاطون ، رواقيون نيز أو را بسيار مىستودند وبه وى بها مىدادند . * * * در فاصلهء سه قرن - يعنى از قرن هفتم تا قرن چهارم ق . م - در مناطق يونانىنشين حكماى بسيارى بوده‌اند كه يا گمنام مىزيسته‌اند واثرى از خود در تاريخ باقي نگذاشته‌اند ، يا بسبب آنكه رأى ونظريه‌اى خاص از آنها بر جاى نمانده ، نظر متأخران را به خود جلب ننموده‌اند ، يا چون در كتب أرسطو وديگران نامشان نيامده وتعريف نشده‌اند - از آنجا كه تاريخ فلسفه همواره كوركورانه از برداشتهاى يك‌سويه وجهتدار أرسطو دربارهء پيشينيان گرده‌بردارى كرده ونتوانسته به اصالت وواقعيت عقائد وآراء آنان دست يابد وحكماى گذشته را آن‌چنان كه بايد بشناسد - بسيارى از اين حكما در أفق مه‌آلود ودور دست دوران باستان گم شده‌اند ونامى از ايشان بر جاى نمانده است . بگذريم - از آنكه ممكن است به نظر هر محقق بىغرض برسد - كه أرسطو بويژه دربارهء حكماى إيراني ، موضعگيرى خصمانه داشته ، وحتى اگر نپذيريم كه - آن‌گونه كه