امنيت در آتن از خطر همسايگان يوناني وسپاه إيران ، آن بود كه با دربار إيران روابط دوستانه برگزار مىكردند وحتى از كمكهاى مالي پادشاه إيران بهره مىبردند وتحت الحماية إيران بودند .
يكى از اشتباهات مورخان اروپايى - وشايد خطاپوشيهاى مصلحتى آنان - آن است كه چنين وانمود مىكنند كه در يونان - يعنى همان آتن - از قديم « دموكراسى » برقرار بوده ، ومردم ، آزادى رفتار وگفتار وحق انتخاب حاكم داشتهاند ، ولى مىتوان حقيقت را كاملا عكس آن دانست ؛ زيرا علاوة بر آنكه أصولا در يونان - كه سه دسته :
آتنيهاى أصل ، بيگانگان مهاجر ، وبردگان آزاد شده در آن سكونت داشتند - از حقوق مدنى - كه به آن « يوس سىويل » (
Jus Civil
) مىگفتند - فقط دستهء اوّل استفاده مىكردند ، وبقيه حتى حق نكاح ومعامله ومالكيت - چه رسد به انتخاب حاكم - نداشتند .
آزادى گفتار وانتخاب وتشكيل يك مجلس ملى عامهء مردم همه بابتكار پريكلس واز بركت حكومت حكيمانه وى بود واشراف آتن همواره از آنكه مردم عوام ويا غير آتنيها در رأى با آنها مساوى باشند رنج مىبردند واين را يكى از جرايم پريكلس مىدانستند .
اگرچه بظاهر ، پس از پريكلس حكومت آتن به وسيله شوراى حلّ وعقدي - كه نام آن را مجلس « سنات » گذاشتهاند - اداره مىشد ( همچنان كه اين حكومت را « اريستوكراسى » يا حكومت گروه اشراف نام دادهاند ) ولى اين شورا در واقع به معناى مجلس شوراى ملى وآزادى عقيدة ودموكراسى نبود ، بلكه بسبب آن بود كه حاكمى متنفذ وقوى وقاهر در ميان آنها يافت نمىشد كه قدرت را انحصارى نمايد . بهمين دليل بود كه ، هرگاه امكان ديكتاتورى وجود مىيافت ، استبداد وحكومت جابرانه ( يا