است . أو أستاذ اپيكوروس بوده وشاگردى لوكيپوس را نموده وبه مصر وبابل ومشرق چند بار سفر كرده ومحضر بسيارى از حكما ودانشمندان آنجا را دريافته ومىگفته است كه : « هيچكس به اندازه من سفر نكرده ودانشمندان گوناگون نديده وسخنان أهل معرفت را نشنيده است » . « 1 »
نوشتهاند كه وى به مصر وبابل سفرها كرده ، از اين رو بعيد است به إيران نرفته باشد ، زيرا مىدانيم كه تا به هندوستان رفته وبا حكماى معروف به حكماى عريان ملاقاة داشته ودر هندسه نيز سر آمد بود وإيران تنها راه سفر أو از بابل به هند شمرده مىشده است .
أو را بغلط فيلسوفى مادي قلمداد نمودهاند ، زيرا عقيدهء به اجزاى سخت تقسيمناپذير وناديدنى داشته است - كه بيونانى به آن آتم (
Atomos
) يعنى تقسيمناپذير نام دادهاند . اين همان نظريه است كه بعدها مورد پسند متكلمين معتزلي قرار گرفت وآن را « جوهر فرد » ناميدند .
به وى نسبت دادهاند كه جسم را مركّب از ذراتى مىدانسته كه در عمل قابل تقسيم نمىباشند ، اگرچه بعقل يا در واهمه بشود آن را تقسيم وتجزيه نمود .
دموكريتوس بسبب داشتن دو نظريهء معروف خود در تكوّن عالم ، در نزد فلاسفهء مسلمان بسيار معروف شده است وفلاسفه مشائى مشرب مسلمان ( مانند ابن سينا ) - به پيروى از برداشت سطحى أرسطو ومشائين - آن را مورد نقد وجواب قرار دادهاند ؛ صدر المتألهين وشاگردانش نيز آن را در كتب خود طرح كرده وپاسخ گفتهاند .
نظريهء معروف أو يكى همان تشكّل أجسام از ذرات تقسيمناپذير است ، ديگر آنكه مجموعهء جهان مادي بطور اتفاقي - يعنى بدون قاعده ونظامى خاص - از گرد
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفه ، أميل بريه ، ص 96 ( فارسي ) .