ناحيه اعجاز است ، كفايت مىكند .
و نيز كاشف از امور و مسائل مهمّى است كه كاوشگر مسائل قرآنى و پژوهشگر در اعجاز قرآن ، مستغنى و بىنياز از شناخت آنها نيست :
اوّل - بايد دانست كه در مقام مسئلهء « اعجاز » اندك و بسيار قرآن يكسان است « 1 » . . .
دوّم - اعجاز در ماهيّت نظام و ترتيب قرآن پايدار ، محكم و ثابت است و همچنين « بيان و نظم » آن و تباين خصائص و ويژگىهاى آن با خصائص هر نظم و بيانى در « لغت عرب » . . . و سپس در ساير لغات بشرى . . . و بعد در بيان جميع ثقلين ، جن و انس متّحد و پشت به پشت يكديگر داده . . .
سوّم - كفّار ، معاندين و مخالفينى كه توسّط اين قرآن مورد « تحدّى » قرار مىگيرند ، اين قدرت تشخيص و تميز و استعداد را دارا هستند كه ميان « كلام بشر » و كلامى كه از سنخ كلام بشر نيست ، تميز و تفاوت قائل شوند .
چهارم - كسانى كه به وسيلهء قرآن « تحدّى » مىشوند ، اين فهم و درك را دارند كه بدانند آنچه از ايشان خواسته مىشود تا همانند آن و يا ده سورهء برخاستهء مثل آن را بياورند ، از قماش و نحوهء بيانى است كه در ضمائر و وجدانهاى خويش بهراستى مىيابند كه خارج از جنس و سنخ بيان بشر مىباشد .
پنجم - هرگز مفهوم اين « تحدّى » آن نيست كه مطابق و همانند معانى و مفاهيم قرآنى آورده شود ، بلكه خواسته شده است از كلّ مفاهيم ، معانى و اغراضى را كه توانايى برساخت و خلق آنها را دارند ، و در نفوس انسانى شايستگى قبول يا رد را دارا هستند ، بياورند .
ششم - اين تحدّى براى ثقلين و همه جهانيان ( انس و جن متّحد و دست به يكى . . . ) تا روز قيامت ادامه واستمرار دارد . . .
هفتم - مسائلى كه در قرآن كريم « از اسرار و مكنونات غيبى و از دقائق تشريع و ظرائف قانونگذارى و از شگفتيهاى آيات خداوندگار در نظام آفرينش » وجود دارد ، همه و همه از اين « تحدّى » اى كه منجر به « اعجاز » مىگردد ، جدا و ممتاز است ، هر چند كه بهطور كلّى ، همهء آنها برهانى بهشمار مىرود بر اين واقعيّت كه قرآن مجيد از جانب خداوند فرو فرستاده شده است ولى دليل بر آن نيست كه « اسلوب و بيان » آن
هامش
( 1 ) . يعنى همآنطور كه يك آيهء قرآن در يك سورهء قرآن اعجاز است ، ده سوره و 50 سوره و 114 سورهء قرآن در يك سطح و بطور يكسان نيز اعجاز شمرده مىشود . . . / مترجم /