و اين در واقع يعنى قرار گرفتن كليدهاى توجيه و تفسير براى « حيات اسلامى » و « تفكّر اسلامى » در دست دشمن . . .
نبرد فرهنگى و عقل جديد :
ميدانهاى « نبرد فرهنگ و عقل » ميدانهايى است فراوان و غيرقابل شمارش و در حقيقت به وسعت كلّ جامعه در حيات انسانى ، تربيت ، معاش ، انديشه و تفكّر در
هامش
از شرق بتپرست جدا كرده است .
برادران و پدران ! . . ( اسلام ) نه تنها ميان خدا و انسان جدايى مىافكند ( ؟ ! ) بلكه شكافى از صدر تا زير در يك پارچگى كليساى بزرگ كاتوليك ، بلكه در كلّ انسانّيت ايجاد مىكند ، بطورى كه اگر اسلام نبود ، بىشك عيسى مسيح پيروز مىشد .
بههمين دليل ، حلّ مشكل اسلام را نمىتوان از امروز به فردا موكول كنيم . . .
در اينجا افتخار دارم كه وضع امروز را در مورد حركتهاى نو و تجدّد طلبانهء اسلامى براى شما نمايندگان مقاوم كليسا ، بر روى كرهء زمين افشا كنم . . . تنها به علّت كمى وقت مىتوان به كانونهاى بحران اشاره كرد . . . حال از امپراطورى عثمانى شروع مىكنيم ، حركتى را كه مىتوان بعنوان يك حركت آزادىخواهانهء سياسى و روشنفكرى توصيف كرد ، در اين امپراطورى به چشم مىخورد . . . در قسمتهاى زيادى از اين امپراطورى و بطور قابل ملاحظهاى در سوريه ، آزادى مطبوعات پيشرفت چشمگيرى داشته است . حال كه برخى از رهبران انديشهء اسلامى درصددند تا اسلام سنّتى و تاريخىاى را كه در همه جا گسترش پيدا كرده ، با بازگشت به قرآن ، تجديد كنند - قرآنى كه دربارهء مسيحيّت چيزهاى زيادى در آن خواهند خواند - آيا اين حقايق براى انجمنهاى مسيحى كه در امپراتورى عثمانى كار مىكنند چراغ سبزى نيست ؟ تا كار خود را سرعت و قدرت بيشترى بخشند و از اين وضعيّت رو به گسترش ، بهره بردارىهاى لازم را نمايند ؟ آيا آن روز فرانرسيده كه ما از ثمرهء خون شهداى ارمنى استفاده كنيم ؟ . . .
. . . بايد در جهت پيشرفت كار ( مسيحى كردن مسلمانان ) گامهاى دليرانه و عاقلانه برداشت . . . كار تبشير مستقيم مسيحيّت در ميان مسلمانان كه در چندين دهه در كشورهاى سوريه و فلسطين به كندى صورت گرفته است ، امروزه بيش از هر زمان امكان پذير است . اين كار را مىتوان از طريق ملاقات حضورى ، مكاتبه ، به كمك انتشار ادبيات مسيحى ، در دسترس قرار دادن انجيل ، هيئتهاى درمانى ، پزشكى و درمانى و مدرسهاى دخترانه و پسرانه ، انجام داد .
. . . ما با يك نهضت علمى و مذهبى مسلمانان روبرو هستيم كه توسعهء كار تبشير را لازم مىگرداند . . .
امروزه ما شهر قاهره را هنوز مىتوانيم مركز رشد فرهنگى اسلام بهحساب آوريم . اين مركزيّت از زمان زوال حكومت عبّاسيان در بغداد ، در قاهره وجود داشته است . بههمين دليل است كه بايد باز بر لزوم پيشرفت در اين امر تأكيد كرد و كليساى مسيحيان يك لحظه هم نبايد تأخير كند . . .
بايد دو طرز تفكّرى را كه هر دو در قاهره تبلور مىيابند ، مورد بررسى قرار داد :
اوّل : تئورى و فلسفهء سنّتى كه دانشگاه الازهر مصر معرّف آن است . . .
دوّم : حركت مدرن ( تجدّدگرا ) كه كم و بيش به سراغ هرجوان تحصيلكردهء به سبك غربى مىآيد . . . اين حركت در مصر پايهگذارى شده و شيخ محمّد عبده دربارهء آن سخنرانيها كرده و مريدانى هم يافته است . يكى از اين مريدان سردبير نشريّهء المنار چاپ قاره است كه سرگرم تأسيس يك حوزهء دينى براى تركها در قسطنطنيه است كه فارغ التحصيلان آن براى تعليم اصول اين طرز تفكّر جديد اسلامى ، بخصوص به خاور دور اعزام خواهند شد . تا اينجا به خوبى مىبينيد كه اين اسلام نو ، قصد دارد كه در تمام جهان گسترش يابد و تبليغ كند . . . تحّولات همراه با اغتشاش در مملكت ايران دليلى براى تحرّك بيشتر و پيشرفت است ، رؤساى ايل بختيارى كه كودتاى اخير را انجام دادند و فرمانروايان دو فاكتوى تهران شدند ، . . . از دوستان قديمى هيئتهاى تبشيرى كليسا و ميسيونرهاى مسيحى بودند . آيا اين حقيقت ، افزايش و تقويت مبشران را در آن سرزمين - كه اهميّت خاصّى در جداسازى اسلام تسنّن از تشيّع دارد - مهم جلوه نمىدهد ؟ و . . . / مترجم /