هامش
براى آشنايى با چگونگى انديشهء پدران روحانى مفيد خواهد بود .
اين سند متن سخنرانى « دبليو . اچ . تى . گاردنرW . H . T . Gardner» در كنفرانس جهانى تبشير است و هشدارهاى صريح و آشكار وى را براى تسريع در مسيحى كردن جهان اسلام ، از طريق نفوذ در جهان عرب ، بويژه جزيرهء العرب و منطقهء مهم و استراتژيك خليج فارس ، نشان مىدهد .
در اين سخنرانى ، آنهم در يك كنفرانس رسمى جهانى ، از مذاكره وحسن تفاهم و همزيستى بين اسلام و مسيحيّت و به اصطلاح « گفتگو » خبرى نيست ، بلكه صحبت از ضرورت « مسيحى كردن » مسلمانان ، در كلّ جهان اسلام است . حتّى در اين مورد بطور جدّى پيشنهاد مىشود كه از مسئلهء اختلاف شيعه و سنّى از طريق ايران ! و از مسئلهء قتل عام ارامنه در تركيه بعنوان « شهداى مسيحى » در سركوب حركتهاى اسلامى معاصر ، استفاده شود .
مجموعهء كامل سخنرانىها ، گزارشها ، مذاكرات ، برنامهها ، طرحها و توصيههاى اين كنفرانس ، در ژوئن 1910 در « ادينبورگ » در 10 مجلد تحت عنوان « كنفراس جهانى مبشران ، ميسيونها و حكومتها »The world Missionary conference , Missions and Govermensچاپ شده است .
ولى متأسفانه حتّى يك دوره از اين كتاب مهم و مستند ، به علّت عدم اهتمام مسلمانان ، در هيچ يك از كتابخانههاى معروف ما ، چه در ايران و چه در مصر و تركيه ، بدست نيامد و در اروپا هم نگارنده فقط در كتابخانهء موزهء بريتانيا دورهء كامل آن را يافت ! خوشبختانه مسؤل كتابخانه وقتى از علاقهء نگارنده به داشتن متن سخنرانى گاردنر آگاه شد ، نسخهاى كپى كرد و آن را به اينجانب داد كه لازم است در اينجا از وى - كه نامش را هم نمىدانم - تشكّر كنم . . .
دقّت در محتواى اين سخنرانى ، مىتواند ماهيّت واقعى تبشير مسيحيّت در دنياى اسلام را نشان دهد و دوستانى را كه از روى حسن نيّت ، مسئلهء « ديالوگ » را جدّى تلقّى مىكنند ، هشيار سازد .
تغييراتى در چگونگى مشكلات ميسيونرها
سرزمينهاى محمّدى ( ! ! )
آقاى رئيس ! پدران و برادران
سئوال بسيار دشوارى نيست ، در كجا مىتوانيم نشانههاى تجديد حركت اسلامى امروز را پيدا كنيم ؟ يا در كجا نمىتوانيم چنين شواهدى را پيدا كنيم ؟
البتّه ، ما با حركتهاى تجدّد طلبانه كه به سرزمينهاى مسلمان نشين كشورهايى مانند : تركيه ، مصر ، ايران و هندوستان تأثير گذاشته است ، كاملًا آشنا هستيم ، اينها ، همه كشورهايى هستند كه انديشههاى اروپايى در آنها راه پيدا كرده و تحوّلات سياسى و روشنفكرى پديد آورده كه بهنوبهء خود بر روى مذهب تأثير گذارده است . . .
در كشور روسيه . . . در پى اعلام آزادى مذهب در 17 آوريل 1905 ، تعداد 50 هزار نفر كه به اجبار به كليساى شرقى ( يونانى ) پيوسته بودند ، همگى به اسلام بازگشتهاند و بدنبال آنها تعدادى ديگر همه براى نخستين بار به اسلام گرويدهاند . شكّى نيست كه چنين وقايعى ، مسلمانان بخش اروپايى روسيه ، مناطق ولگا ، آسياى مركزى و شايد سيبرى را برخواهد انگيخت . . . .
. . . مسلمانان چينى ، همواره بى تحرّكترين و سطحىترين شكل ممكن اسلام را داشتهاند . با اين حال ، ما مطّلع مىشويم كه يك ترك بعنوان اوّلين مبلغ مسلمان اعزامى ، در چين مستقر مىشود ! مهمتر اينكه 30 دانشجوى چينى كه خود از افكار و عقايد غربى در يك دانشگاه ژاپنى تغذيه مىكنند ، فصلنامهاى را تهيّه و چاپ كرده ، آن را در ميان « برادران دينى » خود در سراسر چين پخش مىكنند كه نام پرمعناى « مسلمانان بيدار شويد » را بر آن نهادهاند ! . . .
. . . . مسئلهء اسلام در واقع چيزى نيست كه ما به سادگى از كنار آن بگذريم ! حتّى در برابر موقعيّت بسيار خطير و غير قابل وصفى كه در خاور دور با آن روبروهستيم . اوّل براى اينكه اسلام تا نزديك دروازههاى ما رسيده است و از دورترين سواحل افريقاى شمالى تا اروپا ، همه جا دقيقاً حضور عينى دارد و اصولًا بايد گفت كه اسلام هم اكنون در دو سمت درياى مديترانه ، به حركت درآمده است .
دوّم بخاطر اينكه اسلام يك مشكل اساسى و عمده براى ما است ، راجع به تعداد بىشمار مسلمانان مصمم كه از شمال افريقا تا آسياى غربى و مركزى زندگى مىكنند ، كمى فكر كنيد ! مانند يك كوه ثابت ، غرب مسيحى را