مالك در اين باره چنين مى نويسد :
« كوششهاى ادبى اين گروه از مستشرقين به آن درجهء خطير از شيوع و همهگيرى رسيد كه ما حتّى تصورّش را نمىكرديم و احدى نتوانسته است شرح و تفصيل اين شيوع و گسترش را در تاريخ جديد ما ، و در سياست و عقايد ما و در كتابهاى اديان و اخلاق و در مدارس و مطبوعات ما و در همهء « گفتار و كردار » ما . . . به قلم احصاء بكشد .
همين شيوع و تأثير همگانى انديشهء استشراق بود كه يكى از مهمترين و عميقترين عوامل خطر براى « عقل جديد » بهشمار آمد ، عقلى كه مىخواهد دلائل « اعجاز قرآن » را آنطور كه مىپسندد و بدان اطمينان مىيابد بفهمد و درك كند ؟ و نيز همين شيوع و تأثير بود كه در « اصول كهن » كه دلائل اعجاز قرآن بر آن استوار بود ، شك و ترديد ايجاد نمود .
فاجعهبارتر اينكه شيوع تفكّر استشراق ، عناصر و عوامل آنچنان زيركانه و مخفيانه و مكّارانهاى را در افق ديد جهان اسلام قرار داد كه منجر به نابودى منابع ، سرمايهها و مدارك راستينى گرديد كه در مورد پژوهش پيرامون همهء نصوص ادبى سزاوار است بدانها رجوع نموده و توسّل جوييم . منابعى كه درجهء شناخت و بهرهورى از آنها معيار شعور و درك وجودت ذهن و بلاغت و يا برعكس ، جهل و نادانى و ناتوانى پژوهشگر بهشمار مىآيد . . . »
مالك در « مدخل تحقيق » داستان ادبى - عربى معروف به « شعر جاهلى » ( كه مستشرق مشهور « مارگيلوث « 1 » » آن را در يكى از مجّلات مستشرقين ، انتشار داده و سپس دكتر طه حسين آن روز كه استاد ادبيّات عرب در دانشگاه مصر بود . در كتاب خود « فى الشعر الجاهلى » آن ماجرا را با آب و تاب بزرگ كرده ) ، ذكر نموده است .
لكن من در اين مقدّمه نمىخواهم از ماجراها ، ستيزهها و معركههايى كه انتشار كتاب « فى الشعرالجاهلى » ايجاد نمود يادى كنم ، امّا همانطور كه « مالك » گفته است من نيز مىگويم كه :
اين قضيّه با همهء براهين و سبكهاى ويژهاى كه داشت در تغيير و انحراف « عقل جديد » در پهنهء گستردهء سرزمينهاى اسلامى ، آنطور مؤثّر افتاد كه آثار آن مگر
هامش
( 1 ) . مارگيلوثMargaliouh (داود صموئيل ) ( 1858 - 1940 ) از پيشوايان مستشرقين انگلستان و عضو مجمع علمى دمشق مىباشد . از كارهاى معروف وى عبارت است از انتشار « معجم البلدان ياقوت حموى » و « انساب سمعانى » و « رسائل معرى » به زبان انگليسى ( المنجد / معجم الاعلام الشرق و الغرب / صفحهء 470 ) / مترجم /