را از وجدان و فطرت انسانى بالا زدهاند ، كمك مىرساند .
و نيز مبادى و اصول اين شيوه به فحص و كنكاش در تاريخ نبوّت و خصائص و ويژگىهاى آن و همچنين به كاوش و تحقيق در سيرهء رسول خدا ( ص ) از به دو تولّد تا رحلت و بازگشتش به رفيق اعلى ، يارى رسانده . . . و بالاخره با عنايت دقيق به مبادى روشن و سبكى كه « مالك » برگزيده است محقّق خواهد گرديد ، اين « بلاغ » و « رسالتى » كه آمد تا خودش برهانى صادق و راستين بر اصالت و صدق خودش باشد ، كلام خداست و در جميع نواحى باكلام بشر فرق و امتياز دارد . . .
خوانندهء گرامى ! در خلال بررسى اين شيوه ، درجهء سختى و رنج و محنتى را كه « مالك » متحمّل گرديده و مورد آزمايش و تجربه قرار داده است ، به درستى درخواهى يافت ، همانطور كه من تجربه كردهام و همانطور كه گروه بسيارى از مسلمانان در اين قرن اين محنتها را تحمّل كردهاند . حتّى اين رنج و محنت ممثل و مجسّم مولّف را در « مدخل تحقيق » يعنى نخستين فصل كتاب كه وى پژوهش خويش را با آن آغاز نموده است ، مىتوان دريافت ، آنجا كه مشكلات جوانان دانشپژوه مسلمان اين عصر را براى تو ترسيم مىكند ، مشكلهاى كه در زمينهء عنايت و توجّه به ادراك صحيح « اعجاز قرآن » همواره ملاك نويسنده است . اداراك و فهمى كه جوان مسلمان را خوشنود كند و به او اطمينان ببخشد .
« لب و جان مشكل مزبور » اينست كه جوان عالم اسلامى « تفكّر جديد » را كه با آن مىانديشد و به مدركات آن راضى و مطمئن مىگردد ، از دلايل و از ملاكات « اعجاز قرآن » قرار دهد . . .
پرواضح است كه « عقل » موهبت و هديهايست از مواهب الهى ، امّا زمينهها و عناصرى كه بدانها مىانديشد موهبتى نيست بلكه تحصيلى و اكتسابى است كه از دقّت نظر ، ممارست در تفكّر ، تربيت و تعليم و از فرهنگ و معارف . . . و از هزاران تجربههايى كه انسانها در اين زندگى بدست مىآورند ، بدست مىآيد .
بنابراين شايسته است قبل از هرچيز موقف و نقش اين « تفكّر جديد » را در جهان اسلام مورد تدبّر و فهم قرار داده و آن را بشناسيم ، زيرا در حقيقت فهم و درك اين « تفكّر » است كه روش ما را در هر پژوهش صحيحى كه دوست داريم در معرض داورى و رضايت عقل قرار گيرد ، مشخّص و روشن مىسازد .
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: كرمانى
ص٣٩