بِسْم اللهِ الرَّحْمن الرَّحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ ، حَمْداً يُقَرّبُنا الى رِضْوانِهِ ، وَ صَلَوهءُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلى نَبِيِّهِ الْمُصْطَفى مِنْ ابْناءِ الرَّسوُلَيْنِ الكَريمَيْنِ ابْراهيمَ وَ اسْماعيلَ ، صَلَوهءً تُزْلفُنا الى جَنَّتِهِ « 1 » .
. . . اين كتاب « پديدهء قرآنى » است . و همين عنوان كافيست كه خود را معرّفى كند . پس ديگر انصاف نيست كه من براى معرّفى استاد مالك بن نبى و كتاب گرانقدرى كه خود را با همين عنوان شناسانده ، مقدّمهاى بنويسم .
بهراستى بر من سخت و گران است پيشگفتار كتابى را بهعهده گيرم كه شيوهء آنچنان مستقل و متينى را ارائه مىدهد كه به گمان من بىسابقه و كاملًا ابتكارى است ، سبك متكامل و روش متعالى و سطح بالايى كه تطبيق اصول و مبادى آن و نيز اشتياق خوانندهاش پيرامون نواحى و جوانب آن ، آن را تفسير مىكند . . . و اين نه از باب و مقولهء تعريف و تمجيد و مدّاحى است ، زيرا بهدرستى مىدانم كه روزى مردى در محضر رسول خدا ( ص ) از مردى ديگر مدح و ثنا گفت ، پيامبر ( ص ) خطاب به او فرمود :
هامش
( 1 ) . حمد و سپاس خداوند احد و واحدى كه شريك و نظيرى براى او نيست ، سپاس و حمدى كه ما را بهسوى رضوان و خوشنودى وى نزديك گرداند ، و صلوات و درود پروردگار بر پيامبر برگزيدهاش ( محمد مصطفى ) از فرزندان دو پيامبر بزرگ ، ابراهيم و اسماعيل ، درود و صلواتى كه ما را به بهشتش نزديك گرداند .