را از يكديگر جدا كرد :
الف ) از ديدگاه تاريخى ، پيش از نزول وحى انديشهء محمّد ( ص ) جزئيّات داستان يوسف را نمىدانسته است .
ب ) از ديدگاه روانى ، شعور و آگاهى محمّد ( ص ) نقشى در روند وحى نداشته و بداهتاً جريان وحى آتى در اين خصوص را نمىدانسته است . امّا ضمير ناخود آگاه او نمىتوانسته بناگهان مفهوم پيچيدهاى را كه در تاريخ به گونهاى مثبت ، ضبط شده خلق كند .
اين پيشگويى در برابر روند پديدهاى قرار گرفته كه آگاهى و شعور بر آن تسلّط نداشته و نمىتوانسته است بنا به دلايلى كه پيش از اين گفته شد تنها از ناخود آگاه او صادر شده باشد . اين پيشگويى بهطور مضاعف بر درك و فهم انسان سنگينى مىنمايد اگر ما بخواهيم تفسير آن را تنها بر « مَنِ » محمّد ( ص ) موكول كنيم .
نمونهء دوّم آيهاى است كه سورهء نور با آن آغاز مىشود :
« اين سورهاى است كه فرو فرستاديمش و واجب كرديمش و در آن آيتهايى روشن فرو فرستاديم ، شايد كه ياد آوريد « 1 » » .
مىبينيم كه در اين آيهء آغازين طرح كلّى و مبسوط سورهء نازل شده كه « آيتهاى روشن » را شامل مىشود . همچنان در حيّز قوّه وجود دارد و به فعليّت نرسيده است ، مشخّص مىشود . با اين وجود ، از همان ابتدا اين سوره بر علم انسان پيش مىگيرد چنان كه گويى هدف مورد نظر از جريانات وحى آتى نازل شده ، همين است .
شايد در اين امر نشانهء تفكّرى به چشم بخورد كه اين آيتهاى روشن را پيش بينى مىكند و ارادهاى را نشان مىدهد كه اين آيتهاى روشن را در برابر انديشهء ما قرار مىدهد و اين خود امرى است كه مطلقاً با استعداد « مَنِ » محمّد ( ص ) ، مخصوصاً در حالت دريافت وحى سازگارى ندارد .
هامش
( 1 ) . سورهءنور / آيهء 1 ؛سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ