در فصلِ مقياس نخست و در آغاز آن كوشيديم خصايص مادّى و روحى كه قرآن را از « مَنِ » انسانى متمايز مىسازد ، برجسته و آشكار سازيم ، اينك در اين فصل با پژوهش در برخى از آيات به نكاتى خواهيم پرداخت كه قرآن را از نبوغ انسانى ممتاز مىگرداند .
ساختار قرآن :
در فصل مقياس نخست ثابت كرديم كه وحى ناگهانى و غير شخصى بوده و با اين وجود در اينجا مىافزاييم كه آنچه اثبات كرديم بىگمان خصايص ظاهرى و موثّر در نظر پيغمبر بوده و همان است كه وى را به تقويت باورهاى ويژهاش در مورد سرّ الهى در قرآن سوق داده است . در واقع بدون اين شرطى كه ما آن را مقدّم قرار داديم باور پيغمبر در ذات خود ، پديدهاى نامفهوم جلوه مىكند .
در مباحثى كه گذشت ، ديديم كه اين باور در يك لحظه تمام نشد و از باب تسليمهاى كوركورانه نيز نبود ، بلكه شكلى تدريجى و منطقى داشت تا نيازهاى عقلى منطقى عقلى ، همچون عقل محمّد ( ص ) را سيراب سازد و نياز مبرم او را به يقين قاطع پاسخ گويد .
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: كرمانى
ص٣٦٣