در چنين شرايطى ، هر اماره و علامتى براى انديشه و اراده و آگاهىهاى از قبل شكل گرفتهء شخصى دربارهء آنچه كه وحى مىآورد و نظام سير احتمالى آن ، معمّاى پيچيدهاى خواهد بود كه سزاوار تأمّل و دقّت نظر مىباشد .
و حقيقتاً . . . چه مىتوانيم گفت به كسى كه فكر نكرده و نمىخواهد فكر كند ؟ كسى كه اراده نكرده و نمىخواهد ارادهاش را به كار گيرد ؟
كسى كه در مورد جريان آتىِ وحى و « پديدهء » آينده نمىانديشيده است ؟ و نمىخواسته خود را با اين انديشه مشغول كند ؟
امّا او با اين وجود « كلمهاى » را مىبيند كه از خودش صادر شده و حاوى تفكّر و اراده و نظام مىباشد . حتّى گاه اين « كلمه » از جريان آتى وحى خبر مىدهد چنآنكه گويى پيش آگاهى عجيبى نسبت به آيات پس از خود دارد ! ! مشخّصهء عمومى قرآن در نظر ما اين چنين آشكار مىشود ، بدين اعتبار كه قرآن مجموعهاى است كه از اراده و تفكّر و نظم و حتّى از علمى كه ثمرهء آمادگى قبلى است ، صادر شده است .
اين ويژگى در حالات پيش آگاهى وحى با آوردن يك آيه تا حدودى شبيه پيشقراولان سپاه است كه جلوتر از سپاه حركت مىكنند و پرچم سپاه را به دوش مىكشند و موجب شناسايى سپاه مىشوند . اين همان هدف از استعمال مصدر است . زيرا معنى آن پيشآگاهى است و چنين كار روانى نمىتواند بدون اشتراك آگاهانهء ذاتى صورت پذيرد . بنابراين از همان هنگامى كه روايت « پديدهء قرآن » آغاز شد ، زمانى كه بحران ادبى و ترديد در روح پيغمبر محو مىگشت ، اين وحى شگفتانگيز بر او نازل شد كه :
« وبخوان قرآن را خواندنى - همانا ما به زودى گفتارى سنگين بر تو خواهيم افكند « 1 » »
امّا وزن اين سخن سنگين چيست ؟ وزن اين سخن تمام سنگينى قرآن است كه طىّ 23 سال بر پيامبر ( ص ) فرود آمده است ، يعنى تا آخرين زمانى كه امين وحى بر پيامبر ( ص ) فرود آمد تا به وحى بر زبان وى خاتمه بخشد .
اين سنگينى چيست ؟ اين سنگينى در واقع ، سنگينى انديشهء دينى و تجربهء اخلاقى است . سنگينى ايمان يك چهارم بشريّت كنونى و در ترازوى تاريخ ، سنگينى تمدّن اسلامى كه پايان بخش چرخهء تمدّنهاى علمى جديد است .
هامش
( 1 ) . سورهء مزمل / آيه 4 - 5 ؛وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا * إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا.