كه خداوند او را مأمور ابلاغ رسالتش كرده باشد . با آنكه شما تلاش كرده بوديد تا فرضيّهء چنين اعتكافى را رد كنيد ولى باز هم ميدان بحث را براى ارائهء يك دليل و سند مادّى دربارهء اين قضيّه ( يعنى عزلت پانزده سالهء پيامبر ( ص ) ) گشوده بوديد . فرضيّهء چنين انزوايى نه تنها فاقد سند و مدرك است بلكه از ديدگاه تاريخى هم مطلقاً صحيح بهنظر نمىآيد .
در واقع منابع معتبر ، تاريخ اين اعتكاف را مشخّص و آن را با جدّيت بسيار ، يك ماه پيش از نزول قرآن تعيين كردهاند . همچنين با دقّت بيشتر در اين منابع معلوم مىشود كه پيامبر ( ص ) طىّ اين يك ماه نيز بارها براى تهيّهء آذوقه به خانهاش بازگشت مىكرده است . در همين ماه بود كه آن حضرت در خواب ، رؤيايى واضح و آشكار ديد كه اندكى بعد آن را مثل طلوع خورشيد ، حقيقت يافت . همهء اين ريشهها در چهل سالگى پيامبر ( ص ) ، يعنى سال نزول وحى بر او ، ببار نشست .
اگر بيشتر بررسى كنيم و دور تر رويم و اين فرض را بپذيريم كه پيامبر ( ص ) از هنگام ازدواج با خديجه تا وقتى كه نخستين آيات وحى بر او فرود آمد ، هر سال در اين ماه به اعتكاف مىنشسته است ، بايد به اين سوى هم بنگريم كه وى يازده ماه ديگر از سال را در محيط اجتماعى و در پيش روى ديگر مردمان ديارش زندگى مىكرده است .
قرآن كريم در آيهء
« قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
« 1 » كاملًا دليل كسانى را كه با اقامت طولانى و كافى پيامبر ( ص ) در ميان مردم براى شناخت امتيازات و استعدادهاى وى و ناتوانى شخصى او از ساختن آيات قرآنى ، احتجاج كردهاند ، تأييد مىكند .
بنابراين كردار پيامبر ( ص ) در اين مرحلهء انتقالى چه بوده است ؟
در طول اين مدّت دست كم حوادث معيّن و مشخّصى روى داده است .
هامش
( 1 ) سورهء يونس آيه 16 : بگو ( اى رسول ) اگر خدا نمىخواستى ، هرگز ( اين قرآن را ) بر شما تلاوت نمىكردم ، و شما را ( به احكام و حقايق آن ) آگاه نمىساختم . من عمرى پيش از اين در ميان شما زيستم ( كه دعوى رسالت نداشتم حال كه به رسالت آمدم ، در اين قرآن كه دليل و معجزهء من است ) ، عقل و فكرت بهكار نمىبنديد ؟