بنابراين « دكارت » اين گونه به تحفّظ ( احتياط ) دچار آمده است .
زيرا وى گمان مىكرد كه ايمان مسيحى ، او را مانند موضوع امورى غامض و پيچيده در خود نگه داشته است . با اين وصف كدامين كس معتقد نيست كه اين احتياط در انديشهء قرآنى هيچ محلّى از اعراب ندارد ؟ به هر حال ، من موجبى را كه بخواهد از شأن « انديشهء دكارت » بكاهد ، مناسب و نيكو نمىشمارم .
اينجا تصويرى ديگر به « دكارت » داده شده است . بدين ترتيب كه شما به شيوهاى عملى از ارج و شأن اين انديشه كاستهايد . بدانگونه كه گويى « دكارت » ، اين چهرهء برجستهء فلسفهء جديد ، فرد كافر يا مشكّكى بوده و يا مردى است كه سادهلوحانه به كمال انديشهء انسانى و استقلال مطلق آن در مقابل هر احساس نشأت گرفته از طبيعت يا عوامل فوق طبيعت ، اعتقاد داشته است !
لذا از شما خواهش مىكنم در چاپهاى آتى ابهام مذكور را از صفحات اين كتاب بزداييد . نظر كوتاه ديگرى نيز دارم كه به زندگى حضرت « محمّد ( ص ) » مربوط است . به نظر من شما با دستاويز قرار دادن سخنان برخى از مستشرقان ، با آسودگى خاطر ، فرضيّهء آنها دربارهء « مدت اعتكاف پيامبر ( ص ) پيش از نزول وحى را پذيرفتهايد . ما از گفتار گستردهء آنان در اين باره ، بهخوبى آگاهيم . فرضيّهء آنان مبتنى بر اين سخن است كه پيش از نزول قرآن آن حضرت در انديشهها و افكار مذهبى غوطه مىخورده است . و چون اين انديشهها اثرى گسترده و بزرگ مانند قرآن را نشانه رفته ، تعيين نشانههاى هر روزهء آن امكان ناپذير است ولى مىبايست زمانى ضرورى و طبيعى براى آماده كردن آنها فراهم مىشده است . اين گروه از نويسندگان اين فرضيّه را براى خود ثابت گرفتهاند و مدّتى را براى اين دورهء اعتزال ذكر كردهاند كه ساليان درازى امتداد داشته است .
بنابراين فرضيّه ، « محمّد ( ص ) » مىبايست از هنگام ازدواج با خديجه ، در سنّ بيست و پنج سالگى ، عزلت اختيار كرده باشد تا در انديشههايش غوطهور شود . و از اين انزوا بهدر نيامده باشد مگر روزى
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 30
مساهمون: كرمانى
ص٣٠