تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
خود آوردن را از ياد او برد يوسف سالى چند در زندان بماند . نكرده‌ام كه مرا به چاه گذارند . ( 16 ) و هنگامى كه بزرگ خبّازان ديد كه تعبير خوب است به يوسف گفت كه من نيز خوابى را ديدم كه اين‌كه سه زنبيل سفيدى بر سرم بود . ( 17 ) و زنبيل بالايى از تمامى طعمهء پخته شده‌اى براى فرعون بود و مرغان آنها را از زنبيل از بالاى سرم مىخوردند . ( 18 ) و يوسف درجواب گفت كه تعبيرش اين است سه زنبيل سه روز است . ( 19 ) به مرور سه روز فرعون سرِ تو را از تو برخواهد داشت و تو را از دار خواهد آويخت و مرغان گوشت تو را از برِ تو خواهند ربود . ( 20 ) و در روز سيّم كه روز تولّد فرعون بود واقع شد كه ضيافتى به جهت همگى بندگانش كرد و سرِ رئيس ساقيان و سرِ رئيس نانوايان در ميان بندگان خود بلند نمود . ( 21 ) و رئيس ساقيان را به منصب ساقىگرى خود برآورد كه جام به دست فرعون داد . ( 22 ) امّا رئيس نانوايان را آويخت به‌طورى كه يوسف ايشان را تعبير نموده بود . ( 23 ) و رئيس ساقيان يوسف را بيادش نياورد بلكه او را فراموش كرد .