مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ
گفت : غذايى كه خوراك شما شود به رؤيايتان نيايد مگر شما را از تعبير آن پيش از آن كه وقوع يابد خبردار كنم ، از آن چيزهاست كه پروردگارم به من تعليم داده كه من آيين گروهى را كه به خداى يكتا ايمان ندارند و خودشان آخرت را منكرند ، رها كردهام .
38 -
وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
آيين پدران خويش ، ابراهيم و اسحق و يعقوب ، پيروى مىكنم ، ما را نزد كه چيزى را با خدا انباز كنيم ، اين كرم خدا بر ما و بر همهء مردم است ولى بيشتر مردم سپاس نمىدارند .
39 -
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
اى ياران زندان ! آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى مقتدر .
محبوس شده بود ، حبس كرد .
( 4 ) و سردار لشكريان خاص ، يوسف را بر ايشان گماشت تا آنكه ايشان را خدمت كند و ايشان مدّتى در زندان بودند .
( 5 ) و ايشان هردو خوابى را ديدند هركس خواب خود را در همان شب و خواب هركس موافق تعبيرش [ يعنى ] ساقى و نانواى ملك مصر كه در زندان بسته بودند .
( 6 ) پس يوسف بامدادان به ايشان آمد و ايشان را ديد كه اينك مكدّرند .
( 7 ) و خواجگان فرعون را كه در خانهء آقايش با ايشان محبوس بود سوال كرده گفت كه چهرههاى شما چرا امروز مكدّر است ؟
( 8 ) و ايشان وى را گفتند كه خوابى ديدهايم و تعبير كنندهء آن نيست و يوسف به ايشان گفت كه آيا تعبيرها مخصوص خدا نيست تمنّا اينكه به من بگوييد .