تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
21 -
وَ قالَ الَّذِي اشْتَراهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْواهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
آن‌كس از مردم مصر كه وى را خريده بود به زن خود گفت : منزلت وى را گرامى بدار ، شايد ما را سود دهد يا به فرزنديش بگيريم ، چنين شد كه يوسف را و پس از آن برادرش كه ريسمان قرمزى در دستش بود بيرون آمد و نامش زِرَح خوانده شد . - - - فصل 39 - - - ( 1 ) و يوسف به مصر فرود آورده شد و پوطيفر خواجه‌سراى فرعون و سردار لشكريان خاص مردِ مصرى او را از دست اسماعيليانى كه او را به آنجا به زير آورده بودند ، خريد . ( 2 ) و خداوند با يوسف بود و كامياب گرديد و در خانه آقاى مصرىاش مى بود . ( 3 ) چون كه آقايش ديد كه خداوند با اوست و اين‌كه هرچه او مى كرد خداوند در دستش راست مىآورد . ( 4 ) پس يوسف در نظرش التفات يافته او را خدمت مىكرد و او نيز [ يوسف را ] ناظر خانهء خود نمود و تمامى مايملك خود را به دست او تسليم كرد . ( 5 ) و بعد از آن كه او را ناظر خانهء خود و تمامى مايملكش گرداندى . واقع شد كه خداوند خانهء آن مصرى را به پاس خاطر يوسف بركت داد به حدّى كه بركت خداوند بر كلّ مايملكش را [ چه ] در خانه و [ چه ] در صحرا بود قرار گرفت .