تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
19 -
وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى دَلْوَهُ قالَ يا بُشْرى هذا غُلامٌ وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَعْمَلُونَ
و كاروانى بيامد و آبدار خويش بفرستادند كه دلو خويش بينداخت و گفت : اى مژدگانى ! اين غلاميست ، و او را فروختنى وانمودند و خدا مىدانست چه مىكردند . 20 -
وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ
و وى را به بهايى ناچيز ، درهمهايى چند ، فروختند كه به دو بىاعتنا بودند . از براى تسلّى دادن به او برخاستند امّا او از تسلّى گرفتن امتناع نمود و گفت كه به پسر خود قبر محزوناً فرود خواهم رفت و پدرش از برايش گريست . ( 36 ) و مديانيان او ( يوسف ) را در مصر به پوطِيفر خواجه سراى فرعون كه سردار لشكريان خاصّش بود فروختند . - - - فصل 38 - - - ( 1 ) و در آن زمان واقع شد كه يهوداه از نزد برادران خود جدا شده به نزد مرد عَدْلامى كه اسمش حِيْراه بود ، كناره جست . ( 2 ) در آنجا يهوداه دختر مرد كنعانى كه اسمش شُوَع بود ديد و او را گرفته به او درآمد . ( 3 ) و او حامله شده پسرى را زاييد و اسم او را عِيْر ناميد . ( 4 ) و ديگر حامله شده پسرى را زاييد و او را اوْنان نام نهاد . ( 5 ) و هم ديگر حامله شده پسرى را زاييد و اسم او را شيلاه خواند وقتى كه او را زاييده بود [ پدرش ] در كِزيب بود . . .