اخلاص را فرو مىفرستاد و آنان را بر قهرمانان اين اسطورهء خارقالعادّه و حماسهء شگفت ، عرضه مىداشت .
- اگر قرآن مطابق با نمونهها و وقايع اتّفاق افتاده نزول نمىيافت ، آيا تعليمات آن مىتوانست در جان و دل ياران پيامبر ( ص ) رسوخ كند ؟
- اگر قرآن به يكباره نزول يافته بود ، به سرعت به يك كلام راكد و بىتحرّك و انديشهاى غير زنده تبديل گشته بود و تنها يك وثيقهء سادهء دينى تلقّى مىشد ، نه آن كتابى كه دمندهء روح زندگى در كالبد يك فرهنگ پويا و تمدّنى زنده و زايشگر بود !
- بنابراين ، حركت تاريخى و اجتماعى و روحىاى كه اسلام تمام آن را دربر گرفت هيچ رمزى نداشت بجز همين نزول تدريجى وحى .
- قرآن خود به اين خصلت ويژهء وحى اشاره داشته و اين چنين دربارهء آن به پيامبر ( ص ) مىگويد :
آنآنكه كافر شدند گفتند : « چرا قرآن بر او به يكباره نازل نمىشود ، بدين گونه خواستيم تا قلب تو را استوار سازيم و آن را بر تو خوانديم خواندى « 1 » » .
- نزول قرآن بدين شكل ، ( به صورت تدريجى ) ، در نظر اعراب جاهلى نقص بزرگى محسوب مىشد و حال آنكه در نظر ما با مراجعهء به تاريخ و وقايعى كه در آن دوران رخ داده است ، اين مطلب خود از پايههاى ضرورى پيروزى رسالت محمّد ( ص ) بهشمار مىرود .
- بر ما سخت نيست كه در اين مسير تربيتى ، كه در عصر ما باعث ابراز انتقادات سطحى از سوى عدّهاى گشته ، نشانى از شعور والايى كه « كلمهءُ الله » را به شيوهء تدريجى بر پيامبر ( ص ) املا كرده است ، را بيابيم « 2 » .
هامش
( 1 ) . سورهء فرقان / آيهء 32 :وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا( 2 ) . جهت آگاهى گسترده از « انزال و تنزيل » - نزول دفعى و نزول تدريجى - قرآن كريم و شواهدى از خود قرآن دال بر اين دو نحوهء نزول و فلسفهء اين دو واقعيّت ، به كتاب « تاريخ و علوم قرآن » ، از صاحب همين قلم ( مترجم ) ، مراجعه شود . . . آيهء الله جعفر سبحانى تحت عنوان « اسرار نزول تدريجى قرآن » با الهام از خود قرآن كريم چهار رمز از رموز مسألهء « تنزيل / نزول تدريجى » را برشمرده است ( فروغ ابديّت / ج 1 / صفحهء 304 ) / مترجم /