ادبى قرآن را كه همچون برقى سريع در ظلمات جاهليّت درخشيده ، تفسير و توجيه كنيم ؟
اگر پيامبر ( ص ) مىتوانست وحى را به صورت كلّى و ناگهانى دريافت كند و يا آنكه آن را همچون وثيقهاى ، مثل ضمانتنامههايى كه در اختيار انسانها قرار دارد ، دريافت مىكرد ، در ارتباط با تاريخ پيامبر ( ص ) چه معنايى مىتوانست داشته باشد ؟
به عنوان مثال ، اندكى قبل از آغاز جنگ بدر ، محمّد ( ص ) چه اميد و آرزويى در سر مىداشت اگر بجاى انتظار كمك فرشتگان فقط به خواندن و تكرار آياتى مشغول مىگشت كه از قبل آنها را حفظ كرده بود « 1 » ؟ !
- ما در پرتو شناخت اين نظريّات است كه در بحث تجزيهء وحى مىتوانيم در نخستين گام ارزش تربيتى وحى را دريابيم و درك كنيم .
- در واقع اين طريق تنها راه تربيتى ممكن در طول مرحلهاى است كه به تولّد دين و درخشش فرهنگ و تمدّن بزرگى ، منجر شده است .
- وحى در طول بيست و سه سال نزول خود ، ما را گام به گام تا هدف دور پيامبر ( ص ) و اصحاب او هدايت مىكند و آنان را پيوسته با عنايات الهى خاصّى كه با آن برههء از زمان مناسبت دارد ، همراه ساخته و تلاشهاى عظيم آنان را ارج مىنهد و روح و ارادهء آنان را به طرف حماسهاى بىهمتا در تاريخ سوق مىدهد ، و با نزول آيهاى صريح ، مرگ يك شهيد ، و يا شهادت يك قهرمان را گرامى مىدارد .
- اگر دربارهء جنگهاى « حنين » و « احد » از قبل در قرآن سخن رفته بود ، چه نقشى مىتوانست در ارتباط با طبيعت انسانى كه در آن دوران به تربيت و ساختن آن اشتغال داشت ، ايفا كند ؟ به راستى اگر قرآن در ازاى هر سختى تسكينى فورى نمىآورد و در قبال هر فداكارى ، پاداش آن را نمىداد و براى هر شكستى اميد و آرزويى عرضه نمىداشت و براى هر پيروزى درسى از ادب و كمال ارائه نمىكرد و براى هر ناهموارى و مانعى به مجاهده و تلاش براى بر طرف كردن آن اشارهاى نمىنمود و براى هر خطر معنوى و يا مادّى روحيهء شجاعت لازم ، جهت مقابلهء با آن را اعطا نمىفرمود ، چگونه كتابى مىتوانست باشد ؟
- همگان با هر لحظهاى كه اسلام در ريگزارهاى « حجاز » و « نجد » رو به گسترش مىگذاشت ، وحى ، آموزشهاى لازم را در زمينهء استقامت ، صبر ، شهامت و
هامش
( 1 ) . قرآن كريم / آيات 122 تا 125 سورهء آل عمران . . . / مترجم /