- اين جمله بهطور كلّى ، تكذيب صريح و قاطعى است از جانب « حنانيا » عليه دعوت « ارمياء » پيامبر . امّا « ارمياء » در مقابل گفتهء او مىگويد :
آمين ، خداوند آنچه را كه تو مىگويى محقّق سازد .
- « استاد اندره لودز « 1 » كه اين قسمت از كتاب « ارمياء » را نقل كرده اين موضعگيرى شگفت « ارمياء » را چنين تفسير كرده است كه :
« ارمياء » گمان مىكرد كه خدا از خواست خويش منصرف شده است « 2 » .
- اين تفسير بدون شك ، يگانه توجيه معقول براى رفع اين تعارض بوده كه در موضعگيرى « ارمياء » به چشم مىخورد . « ارمياء » انذارهاى شوم خود را بنام همان خدا به مردم ابلاغ مىكرد و همچنين بنام همان خدا بود كه « ارمياء » خد را ملزم به رعايت سكوت در مقابل گفتههاى « حنانيا » مىديد . لكن اتّخاذ سكوت از جانب « ارمياء » بهخاطر نزول آيهاى نبود . بلكه تنها مبتنى بر اجتهاد شخصى وى بود ، حتّى چنين حدس مىزد كه شايد « حنانيا » نيز از جانب خدا وحيى دريافت كرده باشد .
- با اين وجود ، وحى فوراً بر او نازل گشت تا او را از اين حدس اشتباه بيرون آورد و لذا « ارمياء » به سرعت دنبال دعوت قبلى خود را از سر مىگيرد .
- اين حادثه به وضوح نحوهء انديشهء انسان را از وحى پيامبرانه در ضمير « ارمياء » روشن مىسازد ، چنآنكه ( جريانات تاريخ ) در مورد پيامبر اسلام ( ص ) هم ميزان آگاهىهاى شخصى او را در برابر آگاهى قرآنى وى نشان مىدهد .
- از اين گذشته ، قرآن به مرور زمان نسبتِ بين اين دو منبع را تماماً در اين آيه ثابت مىكند :
« وبدينسان وحى فرستاديم به تو روحى از امر خويش را ، تو نبودى كه بدانى كتاب و ايمان چيست ؟ « 3 » » .
- منظور از « نبوى » - ما كُنْتَ - زمان قبل از واقعهء غار حراء است كه پيامبر ( ص ) در اين برهُه از زمان بجز معلومات شخصى خود چيزى نمىدانست ، كه آن هم ، با توجّه به معناى تاريخى اين آيه ، ربطى به وحى قرآنى ندارد . امّا به طريقهاى صريح و آشكار منبع وحى قرآنى را پس از واقعهء غار حراء ذكر مىكند و به هر حال وحى قرآنى قبل از « ايجاد روح » مأخوذ از آيهء فوق
( أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً )
نمىتواند باشد . اين نكته از
هامش
( 1 )U . A . Lods( 2 ) . به كتاب ( پيامبران بنىاسرائيل )Les Propheesd , Israel /ص 188 / نوشتهء آندره لودز ، مراجعه شود .
( 3 ) . سورهء شورى / آيهء 52 :وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ. . .