انديشهء محمّد ( ص )
روزى رسول خدا ( ص ) از كنار مزرعهء مردى مدنى مىگذشت . پيامبر ( ص ) به او اشاره كرد كه از طريق معيّن ديگرى در تلقيح نخل استفاده كند . پس از گذشت مدّتى ، آن حضرت متوجّه شد كه آن مرد روش پيشنهادى وى را بهخاطر عدم نتيجهء مطلوب رها كرده است . پيامبر ( ص ) آن مرد را بهخاطر چنين كارى مورد تحسين قرار داد و فوراً بيان داشت كه تجربهء شخصى انسان بر نظر فرد ترجيح دارد ، حتّى اگر آن نظر دهنده پيامبر خدا باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) . در اينجا قول درست آن است كه پيامبر ( ص ) طريقهء ديگرى به آن مرد پيشنهاد نكرد ، بلكه مطابق آنچه كه در صحيح مسلم / ج 4 / تحت عنوان ( باب وجوب امتثال ما قاله النبى شرعاً دون ما ذكره 9 من معايش الدنيا على سبيل الرأى ) از موسى بن طلحه از پدرش روايت كرده كه گفت : با پيامبر ( ص ) به عدّهاى رسيديم كه بالاى درختان نخل مشغول كار بودند . پيامبر ( ص ) فرمود : « اينها چه مىكنند ؟ » گفتند : « روى نخل عمل تلقيح انجام مىهند » يعنى نر را داخل ماده گذاشته آنها را لقاح مىهند . پيامبر ( ص ) فرمود : گمان نمىكنم كه اين كار نفعى داشته باشد .
چون آن عدّه از اين سخن پيامبر ( ص ) اطّلاع يافتند ، دست از آن كار كشيدند ، پيامبر ( ص ) از كار آنان مطّلع شد و گفت : اگر آن روش براى آنان سودمند است ، همچنان آن را انجام دهند و من تنها گمان كردم كه اين كار سودمند است . بنابراين من بخاطر اين گمان مورد مؤاخذه قرار نخواهم گرفت ، ولى اگر از جانب خدا براى شما سخنى گفتم به آن عمل كنيد كه من هرگز به خداوند سخن دروغ نسبت نمىدهم .
همچنين از عايشه از ثابت از انس روايت شده كه پيامبر ( ص ) به عدّهاى گذر كرد كه درختان را تلقيح مىكردند ، فرمود : « اگر چنين نمىكردند بهتر بود » . . . درختان خرما بارى نياوردند . پيامبر ( ص ) بعد از مدّتى دوباره بر آنها گذر كرد و چون درختان نخل را به آن وضع ديد سؤال كرد : نخلهاى شما چرا اين گونه شدند ؟
گفتند ، يا رسول الله ! شما چنين و چنان گفتى . پيامبر ( ص ) فرمود : شما خود به كارهاى دنيايتان آگاهتريد . از اين بيان استفاده مىشود كه پيامبر ( ص ) در اين ميان طريقهاى مشخّص به آنها پيشنهاد نكرده ، بلكه آن حضرت تنها در بازدهى مطلوب كار آنان شك نموده است . و در پيشنهاد خود جنبهء احتمال را در نظر گرفته است ، نه جنبهء الزام را . و به همين دليل متعاقب نتيجهگيرى خود در روايت اوّل آورده است كه ( من چنين مىپنداشتم ) و در روايت دوّم گفته است كه ( شما در امور دنيوى خود آگاهتريد ) مؤلّف خود در پاورقى متذكّر شده است كه ( اين روايت از دو طريق مختلف نقل شده يكى از طريق سفيان بن العاص و ديگرى از انس ) و در مراجعى كه نزد من موجود است هيچ نشانهاى از صحابى بنام سفيان بن العاص نيافتهام . « ع . ش » . . .
از اين روايت ( كه مأخذ آن ، چنان كه مترجم عربى نيز يادآور شده است « صحاح » مىباشد ، به ويژه از عبارت : « شما به كارهاى دنيايتان آگاهتريد » ) ، سوء استفادههايى به عمل آمد كه يكى از مظاهر بارز و در عين حال فاجعهبار آن در تاريخ صدر اوّل اسلام ، موضوع « امامت » بود كه آن را كارى دنيوى تلقّى كرده و كردند آنچه كردند و آنچه كه نبايد مىشد ، بوقوع پيوست ؟ ! / مترجم /