چيزى بوده كه تا اين زمان وحى شده است .
- در اين زمينه مىتوان آيات ديگرى را نيز مطرح كرد . به خصوص آيهء زير كه مىفرمايد :
« بپرس از پيامبرانى كه قبل از تو فرستاديم ، آيا قرار داديم بجز خداى رحمان ، خدايانى كه پرستش شوند « 1 » » .
- اين آيه نفس ، همان معنى را مىرساند .
- گاهى اوقات تفكيك ميان انديشهء پيامبر ( ص ) و ديدگاههاى قرآنى ، در قرآن كريم به مناسبت حادثهاى كه در زندگى معمولى ( حيات مادّى ) اتّفاق افتاده ، انجام گرفته است :
« اگر خواسته بوديم آنان را بر تو نمايان مىكرديم ، سپس آنان را از سيماى ظاهرشان مىشناختى . . . « 2 » » .
- درخاتمه آنكه ما اين تفكيك را در تعارض ميان انديشهء محمّد ( ص ) و ديدگاه قرآنى در مىيابيم . چنآنكه در ذيل آيهاى كه آن را بعداً نيز مورد بررسى قرار خواهيم داد « 3 » ، اين واقعيّت به وضوح مشاهده مىگردد :
« وتعجيل مكن به قرآن قبل از آنكه وحى آن به سوى تو گذرانده شود « 4 » » .
- چون ما دربارهء تفكيك ميان ديدگاههاى پيامبر ( ص ) با نظر گاههاى قرآن سخن مىگوييم بايد عنصر خارجى ديگرى را نيز در نظر آوريم كه با نقش خود ، اين تفكيك را مورد تأكيد قرار مىدهد و آن عنصر ساخت مخصوص احاديث پيامبر ( ص ) است . اين سخن صحيحى است كه مىگويد : « متد ( سبك و شيوه ) همان شخص است « 5 » » .
- از جمله مسائل قطعى آن است كه احاديث منقول از پيامبر ( ص ) و وحى قرآنى هر كدام داراى اسلوبى خاص و ساختارى مخصوص مىباشند .
- عبارت قرآنى داراى نظم و آهنگى مخصوص بوده كه گوشها آن را مىشناسند .
هامش
( 1 ) . سورهء زخرف / آيهء 45 :وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ.
( 2 ) . سورهء محمّد / آيهء 30 :وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ. . .
( 3 ) . رجوع شود به فصل ويژه « تناقضها » .
( 4 ) . سورهء طه : / آيهء 114 :وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ. . .
( 5 ) . ان الاسلوب هُو الرّجل ، يعنى شيوهء زندگى ، جهان بينى و انسان شناسى و بطور كلّى متد و سبك هر انسانى در برداشتهاى خود از جهان و انسان كه بطور غالب در گفتارش انعكاس مىيابد ، عين همان انسان است و وى تبلورى است از تمامى افكار و گفتارش . . . / مترجم /