تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
رؤساى قريش ، نظير ابولهب و غيره ، واقع شود . هيچ‌چيز سبب نمىشود كه محمّد ( ص ) از انجام تكليف خود دست بكشد . هيچ‌چيز ، نه مصالح از بين رفتهء خانواده‌اش و نه ميانجيگرىهاى ابوطالب ، عموى بزرگوارش ( هنگامى كه اشراف مكّه به ابوطالب فشار مىآوردند تا از سوايى ! از برادرزاده‌اش جلوگيرى به‌عمل آورد ) و نه پيشنهاد قريش مبنى بر تصدّى يكى از عالىترين منصب‌هاى ادارهء شهر ، اينها هيچكدام او را از راه استوار خود كه پس از حل دوّمين بحران ، در پيش گرفته بود ، منصرف نمىساخت . هنگامى كه ابوطالب نزد او آمد تا دربارهء كار قريش با او سخن بگويد و در صورت ردّ سخنان آنها از سوى محمّد ( ص ) ، تهديدات ايشان را به گوش وى برساند ، او در حالى كه اشك از چشمانش جارى بود به ابوطالب چنين پاسخ داد . « اى عمو ! به خدا سوگند اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپ من قرار دهند تا از رسالت خود دست بكشم هرگز از آن دست بردار نخواهم بود ، مگر آن‌كه خداوند خود آن را به پيروزى رساند و يا من در راه آن كشته شوم . » در برابر چنين ارادهء تغيير ناپذير ، آن عموى پير كارى نمىتوانست بكند . مگر آن‌كه برادرزادهء خود را تا آخرين لحظه به حمايت خويش مطمئن سازد . « 1 » قريش به ناچار به طرد محمّد ( ص ) و خويشان او از جامعه تصميم گرفتند و براى اين منظور نيز نوشته‌اى در خانهء كعبه نصب كردند . با اين تصميم ، بستگان رانده شدهء محمّد ( ص ) از هرگونه ارتباط با شهر ، حتّى ارتباطات اخلاقى و يا ازدواج با ديگر خانواده‌ها محروم شدند . سيره‌نويسان در اين‌باره مىنويسند : ( اين پيمان ، توسّط موريانه‌اى خورده مىشود و پيامبر ( ص ) نيز قبل از وقوع اين حادثه ، آن را در عالم رؤيا مشاهده مىكند ، بدينسان قريش از رفتار گذشتهء خود دست كشيدند و ناگزير مندرجات آن پيمان را لغو نمودند ) . به هر ترتيب ، اين پيمان نامهء ظالمانه ، ارزش خود را باگذشت ايّام از دست داد و « بنىهاشم » و « بنىمطلّب » دوباره پس از تحمّل سختىهاى مهلك ، به خانمان خود در مكّه بازگشتند . پيامبر ( ص ) دعوت خود را در محوطهء « بيت‌الحرام » آغاز نمود ، لكن اشراف و
هامش
( 1 ) . آيا حمايت ابوطالب به اعتراف مؤلّف ، آن‌هم تا آخرين لحظات زندگى ، مىتواند انگيزه‌اى به جز ايمان راستين و عميق وى به « رسالت محمّد ( ص ) » ، عامل ديگرى داشته باشد ؟ ! . . . / مترجم /
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 210 | كرمانى / مالك بن نبى