آوريم .
با اينكه اين آيه و نيز تفصيل روايت مذكور ، ماهيّت شكّ محمّدى ( ص ) را براى ما تفسير نمىكنند امّا حداقّل مىتوانند شهادت بدهند كه اين شك نتيجهء يك آرزوى متهوّرانه يا يك جنون ذاتى و يا بزرگبينىِ بيش از اندازه در محمّد ( ص ) نبوده است !
بنابراين ما ناگزيريم در اين شكّ نتيجهاى براى اين حالت عارضى شخصى بيابيم كه پيامبر ( ص ) بهطور ناگهانى خود را در مقابل استشعار و مقدّماتى آگاهانه با چيزهاى عجيبى كه با سرنوشت او از نزديك در ارتباطند ، درمىيابد .
اين احساسى كه اينچنين در وجود او به خلجان درآمده با چه عاملى در ارتباط است كه بدينگونه زجرآور ، طبيعت فكرى او را نيش مىزند و چون خارى در جان وى مىخلد ؟ آيا اين احساس فقط يك حركت ناآگاهانه بوده يا الهامى است فوقالعادّه براى حلّ نزديك اين مسأله ؟
برخى از انواع جانوران ، اندكى قبل از آنكه لانههايشان دستخوش حوادث ناگهانى قرار گيرد ، به نحوى غير عادّى از آن باخبر مىگردند . مورچهء آمريكايى لانهء خود را اندكى قبل از آنكه در معرض حريق واقع شود ، درشب ترك مىكند . در جنوب قسطنطنيه نوعى از حيوانات جونده زندگى مىكنند كه هميشه لانههاى خود را در كنار بستر رودخانهها بنا مىكنند و اندكى قبل از آغاز وزش طوفانهاى سهمگين ، آنجا را ترك مىنمايند . بنابراين آيا مىتوان گفت محمّد ( ص ) نيز با داشتن چنين قوّهء الهامى ، به وجود « پديدهء قرآنى » پى برده كه به زودى او را در آتش خود غرقه مىسازد ؟
اگر ما چنين حالتى را ناشى از حالتى ناخودآگاه بدانيم ، بنابراين بايستى اين قاعده را بر تفسير كلّ « مادّهء قرآنى » و نيز تفسير انديشهء محمّد ( ص ) نسبت به قرآن ، مطابقت نماييم ، آنچنان كه بايد آن را بر عوارض اين پديده و رخدادهاى آن نزد پيامبر ( ص ) نيز مطابقت دهيم ، امّا چنين كارى - كه بعداً هم به آن اشاره خواهيم كرد - هرگز امكان پذير نيست . با اين وجود محمّد ( ص ) نگرانى خود را به همسر مهربان خود بازگو مىكند و به او شكوه مىنمايد . او گمان مىكند كه دچار جنون شده يا آنكه سحر و جادويى شوم براى او ايجاد گرفتارى مىكند . امّا خديجهء دانا او را دلدارى مىدهد و اضطراب او را چنين درمان مىكند كه :
« سوگند به خداوند كه او تو راهيچگاه خوار نخواهد ساخت . زيرا تو صلهء رحم بجا
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: كرمانى
ص٢٠٥