( بعل « 1 » استعمال شده است .
( بههرصورت ) درست در آن زمان كه انبيايى چون « عاموس » و « ارمياء » در ميان مردم بهپا خاستند تا با رسالت وحشتزا و همراه با وعيد و عذاب و مكافات خود ، انقلابى در آن اجتماع بدعتآلود و بىمبنا و بدون ضابطه بيافكنند و جوّ مضطرب و فضاى سرگشته و مشوّشى را بيافرينند ، درست در همان هنگام به پيروى از موقف اضطرابآلود جديد ، نوعى بيمارى روانى « محاكات و تقليد » بر تودهها مستولى گشت و در اين ميان هر يك از « گروه انبياء » به نوبهء خود ، سر برداشته و مدّعى پيامبرى شدند و ازهمين جا بود كه حركت نبوّتهاى باطل و دروغين نشأت گرفت آنطور كه ما در تاريخ دو سيماى زير را بهوضوح مىيابيم :
چهرهء مردى كه به حق و بر پايهء صدق ، دعوى نبوّت دارد ، و چهرهء مردى كه به ناحق و بر پايهء دروغ ادّعاى نبوّت مىكند ! اين دو چهرهء متضاد در تاريخ اين عصر با هم به پيش مىروند ، آنطور كه احياناً اقبال به پيامبر دروغين بيشتر روى آورده و درست در آن هنگام كه به دعوت نااميد كننده و وحشتزاى پيامبر راستينى چون « ارمياء « 2 » » پشت شده است ، از دعوت مدّعى كاذب نبوّت ، چون « حنانيا « 3 » » استقبال
هامش
( 1 ) . بعل از نظر لغوى ( لغت سامى ) به مفهوم مالك ، شوهر و سرپرست آمده است . امّا اصطلاحاً بر تعدادى از معبودهاى سامى كه مشهورترين آنها معبود فينيقى ( خورشيد يا مشترى ) بوده است اطلاق شده است . عبادت « بعل » در ميان بنىاسرائيل انتشار يافته بود كه با مقاومت انبياى الهى روبهرو گشت و از ميان رفت .
واژهء « بعل » پس از مبارزات طولانى ميان يهوديان موحّد و كنعانيان طرفدار تعدّد آلهه ، مترادف با « شتر » گرديد . . . ( المنجد / معجم الاعلام الشرق و الغرب / صفحهء 78 - الموسوعهء العربيهء الميسره / صفحهء 382 )
در « فرهنگ قصص قرآن » در ذيل مادّهء « بعل » آمده است :
« بعل » بر وزن « لعل » نام بتى است از طلا متعلّق به قوم الياس . قرآن در اينباره مىگويد :« وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ * أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ »محل اين بت ، شهر « بعلبك » بوده است . / مترجم / .
( 2 ) . ارمياء ( 650 - 590 ق . م ) يكى از انبياى كبير و چهارگانهء بنى اسرائيل بوده كه كتاب « مراثى ارمياء » به وى منسوب بوده است . / مترجم /
( 3 ) . در قاموس كتاب مقدّس ، افراد فراوانى از كَهنه و ديگران با اين اسم آمده است ، امّا اين « حنانيا » ظاهراً
همان كاهن معروفى است كه ماجراى زندگى او را قاموس كتاب مقدّس شرح داده است و نيز احتمالًا همان است كه سالها بر كاهنان رياست داشت و حضرت مسيح ( ع ) پس از بازداشت جهت بازپرسى و محاكمه به نزد وى برده شدند ؟ . . . / مترجم /