تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
سپس و در ظرف زمان آنچه بر سر واژه « مرابط » آمده ، ( در تاريخ ادبيّات و واژه‌شناسى و سير تحوّلات لغوى ) ، معروف است . . . « 1 » به هر حال استعمال رايج و عاميانهء واژهء « نبى » تنها در محدودهء استعمال عوام و توده‌هاى مردم بسنده نگرديده ، بلكه درحيطهء استعمالات خواص و ادبيّات دينى عصر ما نيز مورد استفاده قرار گرفته است ، تا آنجا كه لفظ « نبى » مخصوصاً بر كشيشى كه مسئول رسمى تبشير و تبليغ پرستشگاه مىباشد ، نيز اطلاق مىگردد . و همچنين واژه مزبور ( آن‌طور كه در كتاب يونان يا يونس ملاحظه شده است « 2 » دربارهء كاهِن « 3 » آلههء
هامش
( 1 ) . واژهء « مرابط » در سير تحوّلات تاريخى خود ، به ترتيب ، بر سه معنى و مفهوم اطلاق گرديده است ، در ابتدا به همان مفهومى كه در متن آمده . . . سپس به عنوان يك اصطلاح بر دولت معروفى در تاريخ مغرب و اندلس اطلاق شد . . . و اخيراً به سلسله دراويش اهل « زرده » كه به اذكار و اوراد متصوفه فعلى معتاد شده‌اند ، ( مرابط ) مىگويند . . . « ع - ش » المرابطونAlmoravides ( 1053 - 1147 )دولت اسلامى كه به وسيلهء رجالى از سلسلهء پادشاهان « قبايل صهناجهء صحرا » در مراكش و سپس در اندلس ، تأسيس گرديد و در حدود يك قرن حكومت كرد ، مؤسس دولت مرابطون « ابوبكر بن عمر اللمتونى » ، و شخصيّت بارز و معروف اين سلسله « يوسف بن تاشفين » بود ، و از پادشاهان مشهور آنها « على بن يوسف » است كه در شهرهاى فاس - مراكش و تلسمان بناهاى زيبايى را از بدايع هنر اسلامى بنا نهاد . شاهان پس ازوى عبارتند از « تاشقين بن على » ، « ابراهيم بن تاشقين » و « اسحاق بن على » . . . آخرين فرمانرواى مرابطين در اندلس شخصى به نام « يحيى بن غانيه » بود . نكتهء جالب توجّه اينكه انتشار اسلام در كشور گانا ( واقع در غرب آفريقا ) را در ارتباط با كوشش‌هاى اسلامى حكومت مرابطون دانسته و مىنويسند به وسيلهء سه عامل زير اسلام در مملكت مزبور نشر يافت : 1 - به وسيلهء فعاليّت‌هاى پىگير مصلح اسلامى بربرى عبدالله بن ياسين . 2 - به واسطهء نظام محكم و دقيقى كه بر « دعوت اسلامى » حاكم است . 3 - مصلح مزبور دستور داده بود ارتباط عبادى در مكان‌هاى دور از شهرها انجام پذيرد . . . ( رجوع شود به « الموسوعهء العربيهء الميسره / صفحهء 1676 و 1677 - المنجد . . . / معجم الاعلام الشرق و الغرب / صفحهء 489 ) / مترجم / ( 2 ) . در متن عربى كتاب نام ديگر حضرت يونس ، ( يونان ) آورده شده است و حال آنكه تا آنجا كه ما مىدانيم نام ديگر آن حضرت در كتب اهل كتاب « يونا » آمده است . . . / مترجم / ( 3 ) . كاهن ، نامى كه اعراب جاهليّت به اشخاص غيب‌گو يا فال‌بين مىدادند ، كاهنان الهامات خود را از حالات خلسه و رؤياهاى شبانه مىگرفتند ، چنين گمان مىكردند كه هر كاهنى پيشوا و راهبرى از اجنه دارد كه او را هدايت نموده و اخبار غيبى را در اختيار وى قرار مىدهد . مردم براى تعبير خواب و شفاى بيمارى و دفع دشمنان به كاهنان پناه مىبردند ، آنها الهامات به اصطلاح غيبى خود را با جمله‌هاى كوتاه و رمزى و با نثر مسجع و غالباً در شكلى مبهم و تاريك ، بيان مىكردند ، آن‌طور كه هر كس مطابق ذوق و سليقه و ميل خود مىتوانست آنها را تفسير كند . كاهنان در جاهليّت و پيش از ظهور اسلام مقام مهمّى داشتند و در همهء امور خانوادگى و قبيله‌اى مورد مشورت قرار مىگرفتند و داورىهاى آنها بىچون و چرا پذيرفته مىشد . از مشهورترين كاهنان تاريخ قبل از اسلام « شق انمار » و « زرقاء اليمامه » و « بحيراى راهب » مىباشند . در تواريخ آمده است كه كاهن آخرى ( بحيراى راهب ) در بين راه يثرب و شام به بهنگام ملاقات محمّد ( ص ) ، به نبوّت آن حضرت خبر داد . . . ( الموسوعهء العربيه الميسره / صفحهء 1491 - دائرهء المعارف فارسى / دكتر مصاحب / ج 2 / صفحهء 2168 ) . . . « راغب اصفهانى » در كتاب مفردات مىنويسد : كاهن كسى است كه از وقايع پنهانى گذشته براساس نوعى از تخمين و گمان خبر مىدهد . و « عرّاف » كسى است كه بر همين نحو ( بر اساس ظنّ و گمان ) از حوادث و جريانات آينده پرده برمىدارد . . . ( المفردات فى غريب القرآن / صفحهء 442 ) و مؤلفان « دائرهء المعارف فارسى » در ذيل واژهء « عرّافهerafa» چنين مىنويسند : « پيشگويى حوادث آينده از روى حوادث زمان حاضر و مشابهت و مناسبتى كه ميان علّت و معلول‌هاى هر دو هست » . البتّه به شرط اينكه ارتباط ميان علّت و معلول امرى نهفته و مخفى باشد . چنان مى پنداشتند كه اين خاصيّت در « عرّافerraf» ( شخص پيشگو ) از راه تجربه با تزكيهء نفس حاصل مىشود . . . عرب دورهء جاهلى به اين كار ( عرافه ) عقيده بسيار داشته است و ( كاهنان و عرّافان ) در ميان عرب مقام برجسته‌اى داشتند . . . بعضى گفته‌اند : « كاهن » بر كسى كه از آينده خبر مىدهد اطلاق مىشده ، و « عرّاف » گاه بر خبر دهنده از آينده و گاه بركسى كه از گذشتهء دور سخن مىگويد . از ( عرّافان ) دورهء جاهليّت در نجد « ابلق اسدىablaqe asadz» و در يمامه « رباح ابن عجلهboedjla rabahe» ، شهرت داشته‌اند . ( جلد دوّم / بخش اوّل / صفحهء 1702 ) / مترجم /
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 152 | كرمانى / مالك بن نبى