توارت ) در پژوهشهاى خويش پيرامون « اسناد و منابع دينى » ، كتاب مقدّس را از همهء صفات و جنبههاى صحت تاريخى مجرّد ساخته است ، به جز كتاب « ارمياء » را . . .
و با اين حال ما اراده كردهايم از سيّئات و سياهكارىهاى « نقد جديدِ » كتاب مقدّس بپرهيزيم ، نقد فريبكارانهاى كه به نظر ما و با اين تعميم افراطى كه به « شكّ دكارتى » مىدهد ، خطاى بزرگى است در فهم و درك طبيعت موضوع و غالباً هم به تفسير و تحليل اسفبارى نسبت به حقايق نفسى و قضاياى روانى - كه در مسئلهء مورد بحث ما - شالوده و اساس كار بهشمار مىآيند ، منجر خواهد شد . . .
نبوّت راستين و ادّعاى نبوّت !
تعميم افراطى و اسفبارى كه بر اساس « شكّ دكارتى » مورد بررسى قرار گرفت ، به اين نتيجه اسفانگيز منتهى شد كه :
موضوع « نبوّت » را در ميان مجموعهاى از رخدادهاى روانى كه به نام « پديدههاى باطنى « 1 » » مورد بررسى قرار گرفتهاند ، قرار مىدهد .
به عقيدهء ما اين « تعميم » ( براى نخستين بار از مصادر عبرى گرفته شده و به طرز مخصوص منسوب به آن منابع مىباشد ، منابعى كه غالباً « نقد جديد » مستندات خود را از آنها بهدست مىآورد ) .
اين مستندات ، در واقع همان مآخذ و مدارك مخطوط اسرائيلى است كه مربوط به قرن هفتم و ششم قبل از ميلاد مىباشد و در حقيقت مصدر اوّليه آگاهىهاى بنيادين از نهضت پيامبرى است « 2 » .
و همين انحطاط اخلاقى و دينى بود كه موضوع و زمينهء دعوت انبيايى را چون « عاموس « 3 » » و دو
هامش
( 1 )Phenomenes Preumaiques( 2 ) . نهضت پيامبرى اسرائيلى را 17 پيامبر در برگرفته است كه بزرگترين آنها چهار نفرند : اشعياء - ارمياء - حزقيال و دانيال . برخى گفتهاند بدين جهت اين چهار پيامبر به عنوان بزرگترين انبياى اسرائيلى شهرت يافتهاند كه سفرهايى بيش از اسفار ديگران نوشتهاند . نبوّت پيامبران هفده گانهء اسرائيلى 4 قرن بهطول انجاميد كه هر كدام ، يكى پس از ديگرى در اين مدّت برانگيخته مىشدند ( 830 - 435 م ) . اوّلين آنها « يونس » و « يوئيل » ( 830 ق . م ) و آخرين آنها « ملاخى » ( 435 ق . م ) بود كه در همين اوان « يوحنا » ى تعميد دهنده و سپس حضرت عيسى ( ع ) ظهور كرد « ع - ش » .
( 3 ) . [Amos ]عاموس يا عاموص ، پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل بود ، پيش از نبوّت به شبانى گوسفندها اشتغال داشت ، در حدود 783 ق . م به نبوّت رسيد و مردم خود را به آمدن پادشاهان آشور و استيلاء
آنها بر سرزمين اسرائيل انذار داد ( المنجد فى الادب و العلوم / معجم الاعلام الشرق و الغرب / چاپ 18 صفحهء 331 ) . . . وى چوپانى از مردم « تقوع » در جنوب فلسطين بود و در اواسط قرن 8 ق . م در عهد « يريعام دوّم » در مملكت اسرائيل شمالى موعظه مىكرد ، مخصوصاً بر ضدّ رياكارى در عبادت ، ستمگرى به ضعفا ، و اخلاق نكوهيده سخن مىگفت ، كتاب وى به نام « عاموس نبىamosoubi» يكى از كتابهاى عهد قديم ( سفر من العهد القديم ) و سوّمين كتاب پيغمبران صغير است .
اين كتاب منقسم بر سه جزء مى باشد ، حكم خداوند دربارهء همسايگان اسرائيل ( وثينين ) و خود اسرائيل ، سه اندرز خاص براى ترساندن اسرائيل و پنج پيشگويى پيرامون بلاهاى هلاك كنندهاى كه بايد برسد و وعده خلاص و نجات در پايان بلايا و مصائب . . . .
( الموسوعهء العربيه الميسره / به اشراف محمّد شفيق غربال / صفحهء 1174 - دائرهء المعارف فارسى / دكتر غلامحسين مصاحب / ج 2 / صفحهء 1657 ) / مترجم /