تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
بدون تعقّل و در كمال سادگى ، به‌سوى خوارق عادات و معجزات كشيده مىشدند ، و يا اين‌كه آنها در اصل خلقت اشخاصى آنرمال و غير عادّى بوده و عقل و احساس ، ديدگاه‌ها و برداشت‌هاى ايشان با اساطير و افسانه‌هاى نارسا و مزمن ، اختلال يافته است ) ، به‌شدّت منع مىكند ، درست برعكس ( باز هم به گواهى تاريخ زندگى سراسر شكوه و افتخار ايشان ) ، انبياء ، تبلور انسانيّت و در عالىترين درجات كمال بدنى و اخلاقى و عقلى بوده ، و شهادت‌هاى اجماعى و اتّفاقى ( اهل نظر در طول تاريخ ) تضمين سزاوارى است كه نظرگاه ما را بر بايستگىها و برجستگىها و شايستگىهاى برجسته و متعالى و شكوهمند و جامع‌الاطراف ايشان ، خيره مىسازد . حال ضرورى است كه در مقام نخست به اين « شهادت » جهت اثبات ارزش تاريخى وقايع و رخدادهايى كه جهت نقد و بررسى برگزيده‌ايم ، توسّل جوييم ، و سپس در مقام دوّم مجموع وقايع مزبور را در پرتو عقل آزاد شدهء از يوغ « شكّ مطلق و سيستماتيك » كه هدفى بر آن متصوّر نيست ، مورد تحليل قرار دهيم . اكنون مىكوشيم پيرامون حالات و زندگى ( يكى از پيامبران بنى اسرائيل ) « ارمياى نبى « 1 » » بحث كنيم ، دليل ما براى انتخاب اين پيامبر وجود ضمانت‌ها و شواهد تاريخى است كه به كتاب و تاريخ و سرگذشت شخصى او ، ارزشى حقيقى و متقن مىبخشد . واقعيّت اين است كه شخصى به نام « پرفسور مونته « 2 » » در كتاب خود ، ( تاريخ
هامش
( 1 ) . « ارميا » يا « يرميا » ( 650 - 590 ق . م ) به زبان عربى يعنى « بزرگ داشته شده » يكى از بزرگترين انبياى چهارگانهء بنىاسرائيل كه در عصر سلطنت « يوشيا » و جانشينانش مردم را در اورشيليم موعظه مىكرد ، جز پيشگويى دربارهء شكست سياست خارجى يهود و جز سقوط اورشليم ، پيشگويى ديگرى نكرد ، اصرار داشت كه مردم از مقاومت بيهوده دست بردارند و در برابر پادشاهان بابل خاضع شوند و به اصلاح داخلى امور و بهبود دين خود بپردازند ، براى همين نصايح بود كه او را به زندان انداختند ، امّا پس از سقوط اورشليم آزاد شد . . . در كتاب ارميا اشاراتى به « مسيح منتظر » ديده مىشود ، « كتاب ارميا » و نيز « مناجات ارميا » از كتابهاى عهد عتيق به‌شمار مىروند . كتاب ديگرى نيز به اين پيامبر بزرگ به نام « مراثى ارميا » منسوب است ( رجوع شود به « دائرهء المعارف فارسى دكتر غلامحسين مصاحب / ج 1 صفحهء 103 » و « المنجد / معجم الاعلام الشرق و الغرب / چاپ 18 / صفحهء 15 » « ارمياء » يا « يرميا » اگر چه طبعاً حليم ، باهوش و عزلت‌گزين بود ، با وجود اين در آن حين كه تكليف اقتضا مىكرد از خطر پروايى نداشت و تهديدات خلق او را خاموش نكرده ، رفتارهاى ناخوش ايشان او را رنجه نمىكرد . . . با هموطنان شيفتهء خود رئوف بود و در لابلاى ايشان شركت مى نمود . . . ( قاموس كتاب مقدّس / تأليف و ترجمهء : جيمزهاكس / صفحهء 41 / مترجم / . ( 2 ) . ادوارمونتهMone ( 1856 - 1927 )يكى از شرق شناسان فرانسوى ، در ليون فرانسه متولد گرديد و در همان جا و سپس در پاريس به تحصيل علم پرداخت و رساله دكتراى خود را در رشتهء الهيّات پروتستانيسم نوشت . . . ، سپس به استشراق روى آورد و قرآن را به زبان فرانسه ترجمه كرد . از مهمترين تأليفاتش « سياحهء فى مراكش » و « حاضر الاسلام و مستقبله » مىباشد . . . ( الموسوعهء العربيهء الميسره / محمّد شفيق غربال / صفحهء 1791 - المنجد / معجم الاعلام الشرق و الغرب / صفحهء 522 ) . / مترجم /