مبدأ نبوّت
نبوّت با مساعدت تنها گواه خود ( يعنى شخصى نبى ) ، چونان پديدهاى موضوعى و عينى و مستقل از « ذات و ماهيّت انسانى » ( من ) كه بيان كنندهء آن است ، حقيقت خويش را عرضه مىدارد .
در اينجا مسئلهء مهم ، مسئلهء تعريف و شناخت مىباشد كه در ارتباط با كدام امر و مقوله است ؟ هرگاه موضوع مورد تحديد و شناخت مربوط به اشياء و پديدههاى ذهنى محض ، و يا متعلّق به رخدادى عينى همانند « نيروى مغناطيس » باشد ، ما مىتوانيم نسبت به آن اشياء ، يا پديده از طريق وسائل متناسب ، معرفت و شناخت پيدا كنيم ، مثلًا وجود مغناطيس به وسيلهء يك عقربهء مغناطيسى و آهنربا براى ما كشف گشته و آن وسيله مىتواند كميّت و كيفيّت حقايق نوعى و قضاياى ويژهاى را براى ما متبلور و مجسّم سازد .
لكن ما نمىتوانيم « پديدهء نبوّت » را بهجز از خلال گواهى و شهادت نبى و بهجز از طريق محتويات و مضامين رسالت متواتره و نازل شدهء وى ، مورد ملاحظه و شناخت قرار دهيم .
بنابراين مسئلهء ما از يك طرف در ارتباط با يك موضوع روانى است و از طرف ديگر مربوط به يك جريان تاريخى است ، و در اينجا ضرورى است كه ما نخست و قبل از هرچيز اين واقعيّت را مورد توجّه قرار دهيم كه رويداد « بعثت نبى » يك حادثهء منفرد ، غير متعارف ، نادر و غريب نيست ، بلكه برعكس پديدهء مستمر و سيستماتيك و نظام يافتهاى است كه ميان دو قطب از تاريخ ، از حضرت ابراهيم ( ع ) . . . تا حضرت محمّد ( ص ) بهطور مداوم تكرار شده است .
( و اين يك اصل عقلانى و علمى است كه ) استمرار و تكرار « 1 » يك پديده با
هامش
( 1 ) . در ارتباط با همين مفهوم است آيهء كريمهء« قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ . . . »« مؤلّف » . تمامى آيهء شريفه كه در سورهء احقاف / آيهء 9 آمده است ، بدين قرار مىباشد :« قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ »- بگو من پيامبر نوظهورى نيستم و نمىدانم خداوند با من و شما چه خواهد كرد ؟ من تنها از چيزى پيروى مىكنم كه بر من وحى شده و جز بيم دهندهء آشكارى نيستم .
در حقيقت آيهء شريفهء فوق ، پاسخى اجمالى به بسيارى از ايرادات و بهانهجويىهاى مشركان است ، از جمله : چگونه ممكن است يك بشر با پروردگار جهان ارتباط پيدا كند ؟ كه جواب مىدهد من نخستين پيامبر نيستم كه دعوى نبوّت كرده و مردم را بهسوى توحيد مىخوانم ، بلكه در طول تاريخ و بطور مستمر و مكّرر پيامبران زيادى آمدند كه همين ادّعا را داشته و همگان نيز از جنس بشر بودند . . . / مترجم /