مذهب مادّى
در اين مذهب ، « مادّه » در شكلى بنيادين ، ذاتاً وماهيتاً علّت نخستين و نيز مبداء آغازين همهء پديدههاى طبيعى مىباشد ، و بديهى است كه بر اساس اين طرز تفكّر و اين نحوهء برداشت از جهان ، نمىتوان « مادّه » را چيزى حادث و عارضى بهشمار آورد ، چون در اين هنگام ، وجودى ممكن و معلول تلقّى شده و نيازمند به علّتى مستقل و آفريننده خواهد بود ، و اين با فرض كلام ، منافات دارد .
بنابر مبناى فوق آنچه را كه بهطور ساده مىتوان گفت ، اين است كه :
« مادّه موجود است و غير مخلوق » ! و بدين ترتيب ما دربارهء اصل مادّه به عنوان مبداء نخستين هيچگونه بحثى نكرده و اتّفاق نظر داريم ، و تنها به تطوّرات « 1 » و حالات پياپى و تحوّلات مستمر آن از ابتدا و از هنگام اوّليه ، اهتمام مىورزيم :
پس ممكن است چنين گفته شود كه تنها خصيصهء مادّه در ابتداى امر عبارت است از نوعى « كميّت » معيّن ، يا « جرم » .
ولذا ضرورى است كه جملگى خواص و ويژگىهاى مادّه را چونان نتايج و
هامش
( 1 ) . عليرغم اينكه ما در اين فصل پيرامون تطوّرات و تغييرات يك مادّهء مفروض در بُعد متدلوژى و در ارتباط با يك پژوهش و بحث مقارنهاى ، گفتگو مىكنيم و آن را از ناحيهء ارتباط و اتّصالى كه به مقارنه و مقايسهء ميان دو مذهب و دو سيستم ايدئولوژيكى متعارض ( كه هر كدام از آنها بر شالودهاى متضاد با يكديگر گذارده شده است - خدا - مادّه ) ، مفيد مىدانيم . . . امّا اين بدان معنى نيست كه ما دربارهء « سيستم مادّى » بحثى مشروح و بنيادين را كرده و به همهء شبهات و اشكالات پاسخ داده باشيم . . .
خوانندهاى كه در مسائل علوم طبيعى ممارست و تتبّع و اطّلاعات كافى ندارد ، مىتواند تغيير و تحوّلات مادّه را از عصر بهوجود آمدن موجودات زنده ( دوران بيولوژى ) آغاز نمايد ، تحوّلى را كه ما در محدودهء معادلهء زير ترسيم نمودهايم :
عوامل ترموديناميك + عوامل شيميايى / مادّهء زنده . . . / مؤلّف /