پس در اينجا دو نظريّه ريشهاى و در عين حال متضاد با يكديگر وجود دارند كه « پديدهء دينى » را بر ما عرضه مىدارند . و بهطور مسلّم سادهانگارى خواهد بود اگر اين تعارض فلسفى را تنزّل بخشيده و بخواهيم به وسيلهء راه حلهاى رياضى و به كمك اعداد و ارقام آن را فيصله دهيم ، آنطور كه برخى از انديشمندان فرو رفته در روشهاى علمى و چه بسا با فراموش كردن مبادى نخستين علم تحصّلى ( وضعى ) ، چنين كردهاند و با وجود اين ضرورى است كه بدانيم « هندسهء اقليدس » كه در مستوايى بالا از دقّت علمى برخوردار است ، نه بر پايهء يك استدلال و برهان رياضى كه بر اساس تنها يك فرضيه استوار بوده و همهء « نظريّات هندسى » نظام يافته و سيستماتيك پس از اقليدس نيز بر شالودهء يك سلسلهء تئوريهاى اوّليه گذارده شدهاند .
و بههرحال آنچه را كه از هر « نظام و مذهبى » پس از وضع و پىنهادن مبداء اساسى آن ، انتظار مىرود اين است كه همهء ابعاد آن با يكديگر و با آن مبداء متناسب بوده و اهداف آن با خود سيستم بخواند و توافق ورزد .
و اين تنها طريقهء علمى داورى پيرامون ارزش عقلى و ذاتى يك نظام بهطور مطلق و نيز ارزش آن نسبت به ساير مذاهب و نظامهاى ديگر مىباشد .
طرح و بررسى پيرامون دو مسئلهء مزبور كه به عنوان دو نتيجه از نتايج پديدههاى مذهبى مورد توجّه قرار گرفت ، علىرغم اينكه برخى از متفكّران علمگرا بدان پرداختهاند ، هيچگاه به مفهوم تناقض ميان دين و علم نيست ، چون علم ( در صورتى كه در برابر مبادى و اصول آن تسليم گرديم ) نه وجود و نه عدم وجود خدا را مبرهن مىسازد ، دعوا ميان الوهيّت ( خداشناسى ) و ماديّت ( خدانشناسى ) است ، ميان دينى كه به وجود خداوند اقرار دارد ، و مذهبى كه مادّه را اساس جهانبينى خود قرار داده است . . . ( بنابراين ) منظور ما در اين فصل عبارت است از مقارنه و تطبيق ميان اين دو مكتب فلسفى .
مكتبى كه وجدان مذهبى را براى انسان پديدهاى اصيل و بنيادين در سرشت و طبيعت او مىداند ، و در عينحال آن پديده را از عوامل اساسى تكوين و حركت همهء تمدّنهاى انسانى بهشمار مىآورد . و مكتبى كه دين را تنها يك « عارضهء تاريخى » در فرهنگ انسانى اعتبار مىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) . . . . بايد توجّه داشت كه حتّى اگر مذهب را نه فطرى و طبيعى و به عنوان پديدهاى اصيل كه حادثهاى در كنار همهء حوادث تاريخ فرض كنيم ، عارضه و رويدادى ساده و غير قابل توجّه نخواهد بود و بهحق نمىتوان آثار عظيم آن را در تاريخ ، جوامع و تمدّنها ناديده گرفت . . . / مترجم /