امّا توجّه به اين نكته ضرورى است كه نتايج مبتنى بر اين فصل بر نتيجههاى فصول آيندهگذارده شده است ، فصولى كه تحت عنوان « پديدهء نبوّت » و « پديدهء قرآنى » نامگذارى شده و نوعى برهان مبتنى بر آزمون « 1 » را تقديم داشته و « مقولهء دين » را در جريان ثبت حوادث آفرينش ، در شمار قوانين طبيعى ضبط مىنمايد « 2 » .
پس يك كنكاش مقايسهاى و تطبيق ميان اين دو تفكّر فلسفى ( كه يكى از آنها در جوهر ذات خود مادّى است و تشخّص مادّى دارد ، و همهء اشياء و موجودات جهان و پديدهها را با معيار مادّه مشخّص مىسازد و دوّمى كه بنيادى غيبى و « متافيزيكى » دارد و مادّه را در جوهر و ذات خود محكوم و محدود مىداند ) ، در زمينهاى مىتواند قاطع و قانع كننده باشد كه بتوانيم مواد و عناصر متجانس و شايستهء مقايسهء اين دو سيستم فلسفى را كه در برداشت ويژهء آنها از سازمان هستى نهفته است مورد عنايت و بررسى قرار دهيم .
و بنابراين ديدگاه و وجههء نظر ، ضرورى است پژوهش تطبيقى خويش را پيرامون اين دو نظام فكرى و فلسفى بيآغازيم .
هامش
( 1 ) . نه مبتنى بر آمار و ارقام و مستنبطه از اصول رياضى . . . / مترجم / .
( 2 ) . يعنى مذهب ، بطور كلّى مقولههاى مذهبى را در كنار قوانين فيزيكى مورد ارزيبابى قرار مىدهد ، نه منحل در آنها و يا با مساعدت معيارها و قوانين حاكم بر آنها . . . / مترجم / .