« تأويل » ديده مىشود ؛ خضر به موسى مىگويد :
به زودى تأويل چيزهايى را كه نتوانستى بر آنها صبر كنى به تو خبر خواهم داد . « 1 »
و در پايان داستان مىگويد :
اين ، تأويلِ چيزهايى است كه نتوانستى بر آنها صبر كنى . « 2 »
حالا داستان را مطالعه مىكنيم تا معناى « تأويل » را بفهميم . خضر در سه مورد ، كارهايى انجام داد كه به نظر موسى داراى عنوان و صورت خوبى نبود و موجب اعتراض موسى شد :
الف . . . . وقتى سوار كشتى شدند ، خضر كشتى را سوراخ كرد ! . « 3 »
ب . به پسرى برخورد كردند ، خضر ، پسر را كشت ! . « 4 »
ج . به دهى درآمدند ، از اهل ده طعام خواستند آنها از مهمانى كردن آنها خوددارى كردند ، آنگاه به ديوارى برخوردند كه مىخواست فرو افتد خضر ديوار را به پا داشت ! « 5 »
اينها كارهايى بود كه خضر انجام داد و موسى به يك يك آنها اعتراض داشت .
صُوَر و عناوينى كه موسى براى اين كارها تصوير مىكرد اينها بود :
الف . آيا كشتى را سوراخ كردى كه اهل آن را غرق كنى ؟ راستى كه كار ناشايستهاى انجام دادى ! « 6 »
ب . چرا شخص بىگناهى را بىآنكه براى قصاص شخص ديگرى باشد ، كشتى ؟
هامش
( 1 ) .« سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً »كهف ، آيهء 78
( 2 ) .« ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً »كهف ، آيهء 71
( 3 ) .« حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها »كهف ، آيهء 71
( 4 ) .« حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ »كهف ، آيهء 74
( 5 ) .« حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ »كهف ، آيهء 77
( 6 ) .« أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً »كهف ، آيهء 71