تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
« تأويل » ديده مىشود ؛ خضر به موسى مىگويد : به زودى تأويل چيزهايى را كه نتوانستى بر آنها صبر كنى به تو خبر خواهم داد . « 1 » و در پايان داستان مىگويد : اين ، تأويلِ چيزهايى است كه نتوانستى بر آنها صبر كنى . « 2 » حالا داستان را مطالعه مىكنيم تا معناى « تأويل » را بفهميم . خضر در سه مورد ، كارهايى انجام داد كه به نظر موسى داراى عنوان و صورت خوبى نبود و موجب اعتراض موسى شد : الف . . . . وقتى سوار كشتى شدند ، خضر كشتى را سوراخ كرد ! . « 3 » ب . به پسرى برخورد كردند ، خضر ، پسر را كشت ! . « 4 » ج . به دهى درآمدند ، از اهل ده طعام خواستند آنها از مهمانى كردن آنها خوددارى كردند ، آن‌گاه به ديوارى برخوردند كه مىخواست فرو افتد خضر ديوار را به پا داشت ! « 5 » اينها كارهايى بود كه خضر انجام داد و موسى به يك يك آنها اعتراض داشت . صُوَر و عناوينى كه موسى براى اين كارها تصوير مىكرد اينها بود : الف . آيا كشتى را سوراخ كردى كه اهل آن را غرق كنى ؟ راستى كه كار ناشايسته‌اى انجام دادى ! « 6 » ب . چرا شخص بىگناهى را بىآن‌كه براى قصاص شخص ديگرى باشد ، كشتى ؟
هامش
( 1 ) .« سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً »كهف ، آيهء 78 ( 2 ) .« ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً »كهف ، آيهء 71 ( 3 ) .« حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها »كهف ، آيهء 71 ( 4 ) .« حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ »كهف ، آيهء 74 ( 5 ) .« حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ »كهف ، آيهء 77 ( 6 ) .« أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً »كهف ، آيهء 71