تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
« تأويل » خواب شاه را شنيد . هم‌چنين در مورد خواب دو يار زندانى يوسف كه به او گفتند : « تأويل خواب ما را بگو » يا آن‌جا كه سخن از تأويل احاديث مىرود كه به يوسف آموخته بودند . در همهء اين موارد ، كلمهء « تأويل » دربارهء حوادثى استعمال شده كه مرجع و حقيقت خواب و رؤيا هستند ، رؤيا عبارت از آن « صورت » و « نمونه » اى است كه از حقيقت خارجى و اتفاقات آينده به نظر شخص خواب بيننده مىآيد كه در واقع آن حقيقت خارجى ، همچون معناست و خواب مانند صورتى است كه معنا در لباس او درمىآيد . خلاصه آن‌كه « تأويل » همان نسبتى را به « ذى التأويل » دارد ، كه « معنا » ، نسبت به « صورت » يا « حقيقت » نسبت به « مثال » دارد . با ملاحظهء دقيق معلوم مىشود كه معناى تأويل ، هم در اين داستان و هم در داستان موسى و خضر ، نزديك به هم و بلكه منطبق بر يك‌ديگرند . 3 . تأويل در آيات قيامت : در آياتى كه مربوط به روز قيامت است ، گاهى لفظ « تأويل » ديده مىشود . آيا انتظارى جز « تأويل » قيامت دارند ، روزى كه تأويل آن آيد . . . . « 1 » نيز : تو از اين ، در غفلت بودى و ما پرده از جلو ديده‌ات برداشتيم و امروز چشمت تيز است . « 2 » مىدانيم كه سنخ مشاهدهء احوال و اوضاع روز قيامت ، غير از مشاهدهء حسى است كه ما در دنيا داريم ؛ همان‌گونه كه وقوع آن احوال و نظامى كه در قيامت حاكم است ، غير از چيزهايى است كه ما در اين نشئه با آن مأنوس هستيم . دربارهء تأويل در قيامت به طور مفصل بايد بحث كرد و فعلًا ما فقط در صدد اين
هامش
( 1 ) .« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ »اعراف ، آيه 53 ( 2 ) .« لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »ق ، آيهء 22